الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
484
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
بنابراين آيات قرآن ، روايات معصومان و عقل هر انسان حكم مىكند كه در هر كارى از پيشرفتهترين ابزار مشروع و مفيد آن استفاده كنيم و روشن است كه استفاده از آنها مقدّماتى مىطلبد كه بدون ايجاد آن ، استفاده از آنها امكانپذير نخواهد بود . مثلًا بهرهگيرى از وسايل نقليه امروزى ، خيابانها و بزرگراههاى وسيعى مىطلبد و نمىتوان براى استفاده از آنها از كوچهها و خيابانهاى تنگ و باريك مربوط به صدها سال قبل بهره گرفت . اين از يك سو ؛ از سوى ديگر تخريب خانههاى مسلمانان و تصرّف در املاك و اموالشان بدون اذن و رضايت آنان جايز نيست ؛ چرا كه به حكم عقل و نقل هيچ كسى حق ندارد در مال ديگرى بدون رضايت وى و تحصيل طيب خاطرش تصرّف كند . با توجّه به اين دو محذور و دَوَران امر بين آن دو كه تحت عنوان قاعدهء اهمّ و مهم مىگنجد لازم است اهم را گرفته و مهم را ترك نماييم . روشن است كه حفظ عزّت و عظمت مسلمين اهم است . بنابراين ، بايد از پيشرفتهاى روز بشر نهايت استفاده را برد و لوازم آن را به مقدار لزوم و ضرورت متحمّل شد ولى بىشك بايد آنچه از اموال و املاك مسلمانان در اين مسير از بين مىرود ، به طور عادلانه تدارك شود و با تمسّك به قاعدهء اهمّ و مهم كه از اقسام عناوين ثانويّه است مىتوان اين نوع گرهها و مشكلات را حل كرد . همان گونه كه با ديگر انواع عناوين ثانويّه مىتوان مشكلات ديگر را حل كرد ؛ مثلًا استفاده از وسايل نقليّهء امروز هرگاه بدون رعايت مقرّرات خاص و نظم و انضباط باشد هر روز شاهد حوادث تلخ و دردناك و كشته شدن انسانها و خسارات مالى و جانى خواهيم بود . بنابراين ، از باب مقدّمهء واجب ( يعنى حفظ جان مردم و اموال و دارايى آنها بلكه حفظ نظام جامعه ) واجب است مقرّرات عبور و مرور وضع كنيم و مردم را ملزم به آن كنيم تا چنان مشكلاتى رخ ندهد . و مقدّمهء واجب - همانگونه كه گذشت - از ديگر اقسام عناوين ثانويّه است ، و روشن است كه وجوب رعايت قوانين راهنمايى و رانندگى مقدّمهء واجب ديگرى به نام حفظ جان و مال و نظام جامعه است . 2 . تشريح اجساد مردگان بىشك حفظ جان واجب است و گاه تشريح اجساد مردگان مقدّمهء آن است و همواره نمىتوان براى اين منظور از اجساد غير مسلمانها كمك گرفت ؛ به ناچار گاه بايد به سراغ اجساد مسلمانان رفت و آن را در اختيار علم تشريح قرار داد . در اينجا امر دائر است بين حفظ حرمت بدنها و جسدها از يك سو ، و حفظ جان از سوى ديگر . روشن است كه حفظ جان زندگان مهمتر از حفظ حرمت جسدهاى مرده مسلمانان است . در اينجا نيز با استعانت از قاعدهء اهمّ و مهم مشكل را حل مىكنيم امّا بايد توجّه داشت كه مقتضاى اين قاعده اكتفا به مقدار لازم و عدم تجاوز از آن است . 3 . خسارات مازاد بر ديه ديهء برخى از جنايات كفاف خسارات ناشى از آن را نمىكند ، چرا كه درمان عوارض ناشى از آن جنايت گاه افزون بر ديهء مقرّر است . آيا در چنين مواردى