الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
436
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
حكم ظاهرى و اقسام آن : 1 . تقسيم حكم ظاهرى به اعتبار قرارداد شرعى حكم ظاهرى ناظر به واقع و حكم ظاهرى بدون نظر به واقع : اوّلى عبارت است از حكم ظاهرى كه در حوزهء اماره باشد مانند احكامى كه از حجيّت خبر واحد استنباط مىشود . به لحاظ اينكه طريقى براى كشف حكم شرعى واقعى مىباشد . دومى عبارت است از حكم ظاهرى كه در صورت شك به حكم واقعى و جهل به آن انشا شده باشد بدون اين كه طريق به واقع محسوب شود ، مانند حكم به طهارت چيزى بر اساس قاعدهء طهارت . 2 . تقسيم حكم ظاهرى به اعتبار ترخيص و الزام حكم ظاهرى الزامى و حكم ظاهرى ترخيصى : اوّلى عبارت است از حكمى كه بواسطهء قاعدهء احتياط يا استصحاب تكليف ، حاصل شود . دومى عبارت است از حكمى كه بواسطهء اصل برائت ، اباحه ، حليّت و مانند آن به اثبات برسد . 3 . تقسيم حكم ظاهرى به اعتبار دليل شرعى و عقلى حكم ظاهرى شرعى و حكم ظاهرى عقلى : اوّلى عبارت است از حكمى كه توسّط اصول عمليّه شرعيّه به اثبات برسد مانند وجوب اجتناب در شبهه تحريميّه بواسطهء احتياط شرعى . دومى عبارت است از حكمى كه بعنوان وظيفه عملى در مقام اطاعت به واسطهء حكم عقل تعيين شود ، مثل حكم به تخيير هنگام دوران امر بين محذورين . « 1 » اصطلاحات مربوط به مناصب فقها : الف ) فتوا ، حكم و قضا « فتوا » عبارت است از حكم كلّى الهى كه به نظر فقيه از ادلّهء معتبره استنباط شده باشد . « حكم » در برابر فتوا عبارت است از دستور اجرا يا تعيين مصداق يا موضوع ، زمان يا مكان براى حكم شرعى و همچنين الزام به فعل يا ترك بر اساس عناوين ثانويه و مصلحتى خاص در ظرف زمانى يا مكانى خاص نظير حكم به هلال ماه مبارك رمضان يا ماه ذى الحجّه از سوى حاكم شرعى براى مراسم روزه و حج . « قضا » عبارت است از رفع خصومت و برداشتن اختلاف و نزاع از ميان طرفين دعوا بر اساس تعيين وظيفهء شرعى . « قضا » در اصطلاح فقها يك معناى ديگرى نيز دارد كه در بخش چهارم تحت عنوان « ادا ، قضا و اعاده » خواهد آمد . گاهى واژهء « حكم » براى قضاوت نيز به كار مىرود چنان كه در روايت عمر بن حنظله تعبير به « فإنّي قد جعلته عليكم حاكماً » « 2 » شده در حالى كه در
--> ( 1 ) . دروس فى علم الاصول ( حلقهء ثالثة ) ، ج 1 ، ص 35 ؛ موسوعة الامام الخويى ، ج 44 ، ص 67 ؛ اصول الفقه ، ج 1 ، ص 250 . ( 2 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، باب 11 از ابواب صفات قاضى ، ح 1 .