الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
416
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
چه احكامى كه فلسفهء آنها را عقل ما درك مىكند و چه احكام و دستوراتى كه فلسفه آنها را عقل ما نمىتواند درك كند . . . و خداوند مردم را با اطاعت و بندگى خود با قوانين عقلانى و فوق عقل ، امتحان و آزمايش مىكند ، تا حجّت بر مردم تمام شود و شبههها زدوده گردد » . « 1 » امير مؤمنان على عليه السلام در يكى از سخنان خود در اين باره كه بعضى از دستورات الهى فلسفهء اصلى آن بر بندگانش روشن نيست ، و خداوند به وسيلهء آنها بندگان خود را امتحان مىكند ، چنين مىفرمايد : « . . . و لكنّ اللَّه سبحانه يبتلى خلقه ببعض ما يجهلون اصله ، تمييزاً بالاختبار لهم ، و نفياً للاستكبار عنهم ، و إبعاداً للخُيَلاء منهم ؛ و لكن خداوند مخلوقات خويش را با امورى كه از فلسفه و ريشهء آن آگاهى ندارند مىآزمايد تا مطيع از عاصى ممتاز گردد و تكبّر را از آنها بزدايد و آنان را از كبر و نخوت دور سازد » . « 2 » « شيخ صدوق » در كتاب معروف خود علل الشرايع حديث مفصّل و طولانى را دربارهء فلسفهء احكام از « فضل بن شاذان » از امام رضا عليه السلام نقل كرده است ، « 3 » كه در بخش آغازين آن حديث چنين آمده است : « اگر كسى سؤال كند : آيا ممكن است شخص حكيم ، بندهء خود را بدون علّت و فلسفه ، به يك سلسله كارها مكلّف كند ؟ پاسخ مىدهيم : هرگز ! چرا كه او حكيم است ، و كارهاى او توأم با حكمت است ، نه بيهوده و بدون هدف . اگر كسى بپرسد : چرا خداوند مخلوقات خود را مكلّف كرده است ؟ پاسخ مىدهيم : در تكليف خداوند علل و فلسفههايى است ! اگر سؤال كند : آن علل و اسرار ، شناخته شده است يا ناشناخته ؟ پاسخ مىدهيم : شناخته شده . اگر سؤال شود : آيا شما آن اسرار و فلسفهها را مىدانيد و مىشناسيد ؟ پاسخ مىدهيم : برخى از آنها را مىشناسيم و بعضى ديگر را نمىشناسيم » . « 4 » از اين حديث شريف استفاده مىشود كه : اوّلًا :
--> ( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 75 ، ص 348 . ( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبه 192 . ( 3 ) . اگر چه حديث به صورت « فإن قال قائل » « قيل كذا » از زبان « فضل بن شاذان » نقل شده است ، ولى در آخر حديث دارد كه : « على بن محمّد بن قتيبه نيشابورى » مىگويد : به « فضل بن شاذان » بعد از شنيدن علل و فلسفهء ( بعضى از ) احكام گفتم : آيا اين علل و فلسفههاى احكام محصول استنباط شخصى خود بوده و از نتايج و برداشت عقل خودت مىباشد يا اين كه از امام رضا عليه السلام شنيدهاى و روايت مىكنى ؟ در پاسخ گفت : من كجا و علم و آگاهى به مراد و مقصود خدا از آنچه فرض نموده كجا ؟ من علم به مراد خدا و رسول خدا صلى الله عليه و آله و علل و اسرار احكام ندارم ، بلكه هرچه مىگويم از آقايم أبو الحسن الرضا عليه السلام است كه آنها را يكى بعد از ديگرى از آن حضرت مىشنيدم و جمعآورى كردهام . آنگاه « على بن قتيبه » مىافزايد : آيا من مىتوانم به توسّط تو همهء آنها را از امام رضا عليه السلام نقل كنم ؟ فضل بن شاذان پاسخ داد : آرى ! ( 4 ) . علل الشرايع ، ج 1 ، ص 251 ، باب 182 ، ح 9 ؛ بحار الأنوار ، ج 6 ، ص 58 و 85 .