الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
37
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
و روايتى كه در كافى از آن حضرت نقل شده كه بر فراز منبر مىفرمود : « يا معشر التجار ! الفقه ثمّ المتجر ، الفقه ثمّ المتجر ، الفقه ثمّ المتجر و اللَّه للرّبا في هذه الامّة أخفى من دبيب النمل على الصّفا ؛ اى گروه تجّار ! اوّل فقه سپس تجارت ، اوّل فقه سپس تجارت ، اوّل فقه سپس تجارت ؛ به خدا قسم نفوذ ربا در اين امّت ، از حركت مورچه بر روى سنگ صاف ، مخفىتر است » . « 1 » ظاهر اين روايات به قرينهء اينكه مسألهء ربا از احكام فرعى است ، اين است كه مقصود از « الفقه » مسائل شرعى و احكام فرعى مربوط به ابواب معاملات است . فقه در اصطلاح فقها و اصوليون : از آنچه گذشت به دست مىآيد كه استعمال واژهء « فقه » در يكى از آيات قرآن در مصداق بصيرت در مسائل دين : « لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ » سبب شد تا در لسان روايات اين واژه مترادف با بصيرت و ادراك دقيق در امور دينى به حساب آيد ، يعنى در لسان روايات و متشرّعين نيز همان معناى لغوى اراده شود . تنها تغيير حاصل آمده ، اين بود كه صرفاً بر مسائل دينى تطبيق گردد ؛ اين محدوديّت تطبيقى تا عصر تفكيك علوم دينى از يكديگر ادامه داشت ، در اين عصر كه همان عصر امام صادق عليه السلام است چون دانشهايى نظير دانش توحيد يا كلام ، دانش اخلاق ( معرفة النّفس ) ، دانش تفسير و . . . از بدنهء فقه جدا شده بود فقه ، تنها در احكام فرعى به كار مىرفت و درست از همين تاريخ اصطلاح جديدى از حيث محدودهء تطبيق ( نه در اصل معنا كه ادراك دقيق باشد ) در نزد فقها و متشرّعه به وجود آمد . در اين عصر بود كه در كلمات كسانى چون شافعى فقه به « علم به احكام شرعيّهء عمليّهاى كه از طريق ادلّهء تفصيليّه به دست مىآيد » « 2 » تعريف شد و تقريباً عين همين تعبير در كلمات فقها و اصوليون فريقين به چشم مىخورد « 3 » تنها تفاوت در تعبير به « فرعيّه » است كه در كلمات فقهاى شيعه چون شيخ طوسى و صاحب معالم به جاى « عمليّه » نشسته است . روشن است كه با قيد « فرعيّه » اصول دين و اصول فقه خارج مىشود ، در حالى كه با قيد « عمليّه » مسائل مرتبط به اعمال قلب كه در علم اخلاق از آن بحث مىشود ، نظير حرمت ريا ، حسد ، كبر و . . . نيز خارج مىگردد « 4 » چنان كه با قيد « ادلّهء تفصيليّه » آشنايى مقلّد به احكام فرعى جدا مىشود و در نتيجه علم مقلّد به فتاواى مرجع تقليدش « فقه اصطلاحى » به حساب نمىآيد و كلمهء فقه اصطلاحى تنها شامل « آگاهىهاى اجتهادى » مىشود ؛ چنان كه « فقيه اصطلاحى » نيز تنها بر مجتهد اطلاق مىگردد و شامل مقلّد نمىشود .
--> ( 1 ) . كافى ، ج 5 ، ص 150 ، ح 1 . ( 2 ) . شرح جمع الجامع للمحلى ، ج 1 ، ص 32 . ( 3 ) . ر . ك : عدة الاصول ، ج 1 ، ص 21 ؛ معالم الدين ، ص 33 ؛ الاصول العامة للفقه المقارن ، ص 15 . ( 4 ) . ر . ك : الموسوعة الفقهيّة الكويتيّة ، ج 1 ، ص 13 .