الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

315

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

اصول » در استنباط احكام شرع ، از تمام علوم پيش نياز بيشتر است ، زيرا در هر گام با اصل يا قاعده‌اى روبه‌رو است كه فقط در علم اصول تبيين شده است . بنابراين ، نياز به علم اصول براى رسيدن به اجتهاد امرى ضرورى و لازم است و تقريباً همه دانشمندان اسلامى ، جز گروهى اندك ، معترفند كه علم اصول يكى از پيش نيازهاى اساسى براى اجتهاد است ، « 1 » تا جايى كه حتّى فخر رازى گفته است : « إنّ أهمّ العلوم للمجتهد ، علم اصول الفقه ؛ مهم‌ترين علوم مورد نياز مجتهد ، علم اصول فقه است » . « 2 » مرحوم آية اللَّه خويى مىگويد : « و أمّا علم الأُصول فتوقّف الاستنباط عليه أوضح من أن يخفى ؛ متوقّف بودن استنباط بر علم اصول بسيار واضح و روشن است » . « 3 » مخالفت اخبارىها با علم اصول : با اينكه نياز فقيه به علم اصول از بديهيّات است ، ولى گروه اندكى به نام « اخبارىها » به علّت وجود بعضى از شبهات ، در اين امر ترديد كرده‌اند . آنها معتقدند كه علم اصول در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و زمان ائمّه عليهم السلام مدوّن نبوده ، بلكه پس از عصر آنها تدوين شده و ما قطع داريم محدّثانى كه حاملان اخبار پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام هستند به اخبار عمل مىكردند ، نه علم اصول ؛ و پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه اهل بيت عليهم السلام آنها را تأييد مىكردند . اين داستان تا قرن چهارم هجرى ، ادامه داشت و در اين زمان بود كه علم اصول به صورت مستقل تدوين شد و در واقع علم اصول بدعتى است كه حادث شده و نبايد به بدعت تمسّك كرد ! « 4 » پاسخ : أوّلًا : آنچه آنها مطرح كرده‌اند در واقع مجرّد ادّعاست و اگر اخبارىها از وجود علم اصول در ميان اصحاب حديث آگاهى كافى ندارند ، دليل بر فقدان آن علم در ميان آنها نيست . افزون بر اين ، مدوّن نبودن يك علم در عصر و زمانى ، دليل بر نبودن آن علم هم نيست . مثلًا مىدانيم كه امير مؤمنان على عليه السلام به أبو الأسود دؤلى دستور تدوين علم نحو را داد . آيا معناى اين دستور اين است كه تا آن زمان رعايت قواعد نحو در ميان عرب رايج نبوده است ؟ به بيان ديگر با تتبّع در اخبار نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام ، روشن مىشود كه قواعد اين علم به صورت پراكنده و ساده در ميان اصحاب و ياران رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله و اهل بيت عصمت عليهم السلام به كار گرفته مىشد . مانند احكام متعارضين ، استصحاب ، عام و خاص ، مطلق و مقيد ، ناسخ و منسوخ ، محكم و متشابه و جواز نقل حديث به معنا و مسألهء افتا و

--> ( 1 ) . مبادئ الوصول الى علم الاصول ، ص 242 ؛ نهاية الافكار ، ج 4 ، ص 227 ؛ فوائد الحائريه ، ص 336 ؛ منتهى الاصول ، ج 2 ، ص 793 ؛ ارشاد الفحول ، ص 420 ؛ المستصفى ، ج 2 ، ص 351 ؛ الاجتهاد فى الشريعة الاسلاميّه ، ص 29 . ( 2 ) . المحصول ( فخر رازى ) ، ج 2 ، ص 435 . ( 3 ) . مصباح الاصول ، ج 3 ، ص 444 . ( 4 ) . فوائد المدنيّه ( مولى محمّد امين استرآبادى ) ، ص 30 - 29 .