الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
305
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
مىگردد و براى نجات از آن و تشخيص مغالطات از براهين ، نياز به علم منطق دارد تا در نتيجه اين آگاهى و دانش ، مغالطات را در مقام استنباط و اجتهاد به جاى استدلال و برهان به كار نگيرد . * * * از مجموع آنچه گذشت نتيجه مىگيريم كه : اوّلًا ، آگاهى بر علم منطق از علوم پيش نياز مجتهد در استنباط احكام شرعى است . ثانياً ، قسمت مهمّى از علم منطق براى هركس به صورت فطرى معلوم است . ثالثاً ، بخشهايى از علم منطق مىتواند به مجتهد ، در سهولت استنباط كمك كند ، هر چند ضرورى نيست . رابعاً ، گاه در بخش فطرى منطق ممكن است انسان انحرافاتى پيدا كند كه دانش منطق از آن پيشگيرى مىكند . 2 . علم فلسفه فلسفه مجموعهء مسائلى است كه از احكام كلّى وجود - بدون آنكه خصوصيّت طبيعى يا رياضى بودن در آن لحاظ شود - گفتگو مىكند . « 1 » يكى از خصوصيّات علم اصول در عصر حاضر اين است كه در آن از قواعد فلسفى ، جهت تبيين يا تثبيت قاعدهء اصولى فراوان استفاده مىشود ، به گونهاى كه در بعضى از مباحث اصولى ، آثار استمداد از قواعد فلسفى به وضوح به چشم مىخورد . در اينكه آيا مىتوان علم فلسفه را از علوم پيش نياز اجتهاد تلقى كرد نظرات گوناگونى وجود دارد ؛ عدهاى بر اين باورند كه براى اجتهاد ، بايد ذهن فقيه از مباحث فلسفى مبرّا باشد ، چنان كه مرحوم نراقى مىگويد : « قيل يشترط ان لا يكون مستأنساً بطريق الحكمة و الرياضى و نحوهما » . « 2 » جمعى ديگر معتقدند كه نيازى به دانستن علم فلسفه براى اجتهاد نيست ، ولى دانستن آن براى اجتهاد مخلّ و مضرّ هم نيست . بلكه چه بسا تأثيرى در فهم آن نيز داشته باشد . « 3 » بعضى ديگر اجتهاد عقلى را متوقّف بر آگاهى و دانستن قواعد فلسفى و منطقى مىدانند . « 4 » در اين ميان عدهاى راه ميانه را طى كردهاند و راه بهرهگيرى مناسب را از قواعد فلسفى مطرح نمودهاند . همچون علّامه طباطبايى رحمه الله كه تبيين و نقد خلط ميان قضاياى « حقيقى » و « اعتبارى » از ابتكارات ايشان است و امام خمينى رحمه الله هم طرفدار همين انديشه بود . « 5 » بىشك آميختن مسائل فلسفى كه از « حقايق » بحث مىكند با قواعد اصولى كه سر و كار با « امور اعتبارى » دارد ، در بسيارى از موارد ، مشكلات مهمّى به بار مىآورد . به عنوان مثال به موارد زير توجّه شود :
--> ( 1 ) . دروس فلسفه ، ص 2 . ( 2 ) . مناهج الأحكام و الاصول ، ص 269 ( اقتباس از مجموعه مقالات كنگره فاضلين نراقى ، ج 1 ، ص 96 - 95 ) . ( 3 ) . أنوار الاصول ، ج 3 ، ص 627 . ( 4 ) . الاصول العامة للفقه المقارن ، ص 571 . ( 5 ) . مجموعه مقالات كنگره فاضلين نراقى ، ج 1 ، ص 99 .