الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

277

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

قاعده بر مصداق ، حكم آن را معلوم مىكند . مقصود ما از تأثير زمان و مكان در احكام ، تأثير در « كيفيت اجراى حكم » ، « روشهاى اجراى احكام » ، « جانشينى حكم اضطرارى ثانوى به جاى حكم اولى به شكل موقّت » و يا « ترجيح يك حكم الهى بر حكم ديگر آن در مقام تزاحم » است كه به شرح آن پرداخته مىشود : الف ) تأثير زمان و مكان در كيفيت و روش اجراى احكام طبق منابع روايى استفاده از انفال در زمان غيبت مجاز و حلال است . يكى از مصاديق انفال اراضى موات و معادن است . زمان و مكان مايهء پيشرفت وسائل بهره‌بردارى از معادن مىشود به گونه‌اى كه يك نفر مىتواند با استفاده از ابزار جديد معادن زيادى را تصرّف كند كه منجر به نابودى معادن و طبقاتى شدن جامعه مىشود . اين شرايط ، قيودى را در اجراى حكم ايجاد مىكند ( بدون اينكه حكم حليّت تغيير كند ) ، لذا اجراى اين حكم ، مقيّد به حفظ نظام و عدم تعدّى به حقوق ديگران است . تشخيص و استنباط اين نوع تقييد به عهدهء حاكم اسلامى است كه فقيه جامع الشرائط است . بر اين اساس توزيع انفال بين مردم با قيود فوق زير نظر حاكم انجام مىپذيرد و به محض اينكه اين توزيع منجر به اختلال نظام شود و مايهء ظلم و تبعيض گردد ، وى به محدوديّت آن حكم مىكند . با اين بيان روشن مىشود كه حكم حليّت انفال براى مردم هيچ تغييرى نكرده ، فقط اجراى آن مقيد شده است . جريان فوق در مثل تقسيم غنايم هم جارى است . غنايم طبق مضمون منابع روايى بايد بين رزمندگان تقسيم شود ؛ ولى اكنون توزيع غنايمى مانند هواپيما و تانك و غيره به جهت تالى فاسدى كه دارد مشمول ادلّهء تقسيم غنايم نيست و اين نوعى تقييد در نحوهء تقسيم غنايم است ، لذا اين حكم در عين حال كه ثابت است مقيّد مىشود به عدم اختلال نظام و يا فسادهاى ديگر كه با نظارت حاكم شرع انجام مىپذيرد و در نتيجه غنايمى توزيع مىشود كه منجر به فساد نشود . لازم به توضيح است - چنان كه از مباحث قبل روشن شد - آنچه ابتدائاً و بلاواسطه ، زمان و مكان ، در آن اثر مىگذارد شناخت دقيق موضوع است . مثلًا در مثال اوّل ، زمان و مكان سبب مىشود كه فقيه كشف كند موضوع واقعى و دقيق در معادن و اراضى موات ، احيا يا استخراج غير مخلّ به نظام و يا حقوق مردم است و چون فقيه حاكم ، ضامن اجراى دقيق احكام است و بايد جلو تعدّى و ظلم را بگيرد ، تأثير زمان و مكان در مقام اجراى احكام نيز ظاهر مىشود ؛ به اين صورت كه مثلًا فقيه حاكم مىگويد : در چنين زمانى كه شخص واحد با ابزار مكانيكى جديد در مدّتى كوتاه مىتواند هزاران هكتار زمين را احيا كند ( به نحوى كه سبب به وجود آمدن فاصلهء زياد طبقاتى مىشود ) كسى حق ندارد در احياى موات ، از چنين روشى استفاده كند و يا حق ندارد بيش از فلان مقدار ، احيا نمايد !