الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

231

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

ج ) زمان انسداد پس از اوزاعى ، سفيان ثورى ، وكيع بن جراح و عبد اللَّه مبارك است : « قال الآخرون : ليس لاحد أن يختار بعد الاوزاعي « 1 » و سفيان الثوري « 2 » و وكيع بن الجراح « 3 » و عبد اللَّه المبارك « 4 » » . د ) انسداد پس از شافعى رخ داده است : « و قالت طائفة ليس لأحدٍ أن يختار بعد الشافعي » . « 5 » با توجّه به تاريخ حيات اين افراد ، تاريخ انسداد باب اجتهاد را از نظر زمان مىتوان مشخص كرد ولى سخن از نحوهء القاى مطلب است كه برخى تاريخچهء انسداد را بر محور زمان و گروهى بر محور اشخاص بيان كرده‌اند . 2 . انگيزه و علل انسداد براى عقيده به انسداد باب اجتهاد علل مختلفى بر شمرده‌اند كه در دو محور علل سياسى - اجتماعى و علل شرعى بيان مىشود . الف ) علل سياسى - اجتماعى اوّل . ضعف قدرت سياسى خلفاى عبّاسى . مؤلّف كتاب « ارشاد النقاد » با اشاره به اين علّت مىگويد : « ضعف سلطهء سياسى خلفاى عبّاسى از امورى است كه در حيات فقه و فقها تأثير سوء داشت ، فقها در مباحث فقهى شجاعت پيدا نمىكردند براى تدوين مذاهب ، ترتيب و تبويب مسائل آن اقدام كنند و به همان مطالبى كه فقهاى پيشين به آن اعتماد مىكردند ، اكتفا مىنمودند و خود را از بحث و استنباط بىنياز مىدانستند » . « 6 » دوم . ضعف اعتماد به نفس . كمى اعتماد به نفس و وحشت از اجتهاد ، از عوامل اعتقاد به انسداد باب اجتهاد بود . « 7 » سوم . حسادت و خودخواهى . شيوع بيمارىهاى اخلاقى ميان بعضى از علما ، حسادت‌ورزى و

--> ( 1 ) . أبو محمد عبد الرحمن بن عمرو ، معروف به اوزاعى ؛ ابن حبّان در « الثقات » دربارهء او گفته است : وى از فقهاى شام و قاريان و زاهدان آن ديار بود . ابن مبارك گفته است كه اگر به من بگويند براى اين امّت كسى را ( براى راهنمايى ) برگزين ! من ثورى و اوزاعى را بر مىگزينم . و از ميان دو نفر ، اوزاعى را انتخاب مىكنم . شافعى گفته است : من كسى را جز اوزاعى سراغ ندارم كه فقه او به حديثش شبيه‌تر باشد ( چرا كه فقه او با حديث بسيار آميخته است ) ( الثقات ، ج 7 ، ص 63 ؛ تهذيب التّهذيب ، ج 6 ، ص 217 ) . ( 2 ) . دربارهء او گفته شد كه يحيى بن معين كسى را در زمان خودش از نظر فقه و حديث و زهد و هر فضيلت ديگر ، بر سفيان ثورى مقدّم نمىشمرد . از ابو داود نقل شده است كه : هيچ‌گاه سفيان و شعبه در مسأله‌اى اختلاف پيدا نمىكردند ، جز آنكه سفيان پيروز مىشد . ابن حبّان دربارهء او گفته است : وى از نظر فقه و ورع و درستى از بزرگان بوده است ( تهذيب التّهذيب ، ج 4 ، ص 102 - 101 ) . ( 3 ) . دربارهء وكيع گفته‌اند : مردى است مورد اعتماد ، حافظ ، عابد و يكى از بزرگان نه‌گانه به شمار مىرود . ( تحرير تقريب التّهذيب ، ج 4 ، ص 60 ) . ( 4 ) . عبد اللَّه بن المبارك بن واضح مروزى ؛ مجاهد ، تاجر ، شيخ الاسلام و عالم زمان خود بوده است ؛ در حديث ، فقه و تاريخ عرب كتاب‌هايى نوشته است . او نخستين كسى است كه در باب جهاد كتابى تأليف كرده است . ( الاعلام زركلى ، ج 4 ، ص 115 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 7 ، ص 602 ) . ( 5 ) . أبو عبد اللَّه محمّد بن ادريس بن عباس مطلبى ، كه نَسَب او با بنى هاشم و بنى اميّه در جدّ اعلايشان عبد مناف به هم مىرسند . چرا كه وى از نوادگان مطلب بن عبد مناف است . شافعى يكى از چهار امام مذاهب اربعه است . در سال 150 متولّد و سال 204 وفات يافته است . ( الكنى و الألقاب ، ج 2 ، ص 347 ) . ( 6 ) . ارشاد النقاد الى تيسير الاجتهاد ، ص 29 - 25 . ( 7 ) . همان مدرك .