الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
205
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
استصحاب « اصل محرز » است لذا بر اصول ديگر مقدم مىشود . در تعارض دو استصحاب ، اگر ميان آن دو سببيّت و مسببيّت باشد ، استصحاب سببى مقدّم است و گرنه هر دو اصل ساقط و بىاثر مىگردد . مانند آبى كه سابقاً كُر بوده و الان شك در كريّت آن داريم و با آن لباس نجس را مىشوييم . در اين صورت استصحاب سببى ( استصحاب كريت آب ) جارى شده و ديگر به استصحاب نجاست در لباس ( اصل مسببى ) توجّه نمىكنيم . در تعارض ميان دو دليل ، مرجّحاتى مطرح شده است كه اگر در يكى از آن دو وجود داشته باشد ، مقدّم مىگردد و اگر هر كدام بر ديگرى مزيّتى نداشته باشد و به اصطلاح تعادل برقرار شود ، در اين صورت يا هر دو ساقط ، يا يكى به نحو تخيير حجّت ، يا راه توقّف و احتياط طى مىشود ، كه مبانى فقها و اصوليين در اينجا متفاوت است و هر يك راهى را برگزيدهاند . بسيارى از فقها قاعده فوق ( ترجيح در صورت وجود مزيّت و تساقط ، يا تخيير يا احتياط در صورت تعادل ) را در همهء امارات جارى و سارى مىدانند . « 1 » ولى مهمترين بحث در اينجا ، تعارض دو روايت است و اين گونه تعارض بسيار اتّفاق مىافتد زيرا فقيه در بسيارى از ابواب مختلف فقه با روايات متعارض روبهروست . مثلًا در روايات مقدار كُر از نظر وزن و مساحت ، يا در روايات طهارت و نجاست اهل كتاب ، يا در روايات حرمت و عدم حرمت ازدواج با زنان كتابى و . . . بين روايات ، تعارض مشاهده مىشود . سابقاً در اشكالاتى كه بر سنّت امامان معصوم عليهم السلام شده بود ، سرچشمههاى گوناگون در تعارض روايات را مطرح ساختيم ولى اكنون بحث در علاج تعارض و نحوهء برخورد با دو خبر متعارض است . طريق اجراى قواعد تعارض در اخبار بيان شده است . اجمالًا غالب فقهاى اسلام ، تأثير مرجّحات را قبول كردهاند . تنها باقلانى و أبو على و أبو هاشم جبّائى ، مزيتها را بىاثر دانسته و در همه جا احكام تعادل را جارى مىدانند . « 2 » ولى مشهور ميان فريقين و مقتضاى اخبار متواتر اين است كه روايت داراى مزيت مقدّم مىشود . مرجّحات و مزاياى فراوانى در روايات مطرح شده كه برخى مربوط به جهت سند و برخى مربوط به جنبهء دلالت آن است . مزايايى مانند : مشهور بودن روايت و عمل فقهاى به آن ، عادلتر بودن راوى ، افقه يا اصدق بودن او ، و همچنين موافقت كتاب و سنّت و غير آن . اهل سنّت مزايا و مرجّحاتى ديگر را برشمردهاند از قبيل : نزديكتر بودن به عهد رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ، طولانى بودن مدّت صحبت و همراهى با رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ، شنيدن مستقيم روايت ، مرتبط بودن حكم روايت با راوى آن ، مشهور بودن راوى ، مسنّ بودن راوى ، متأخّر بودن اسلام راوى ، اعلم بودن
--> ( 1 ) . رسائل ( فرائد الاصول ) ، ص 428 . ( 2 ) . همان مدرك ، ص 441 .