الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

370

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

الْعَدْلَ وَرَأَوْهُ ، وَسَمِعُوهُ وَوَعَوْهُ ، وَعَلِمُوا أَنَّ النَّاسَ عِنْدَنَا فِي الْحَقِّ أُسْوَةٌ « 1 » ، فَهَرَبُوا إِلَى الْأَثَرَةِ « 2 » ، فَبُعْداً لَهُمْ وَسُحْقاً « 3 » ) . بديهى است هيچ كس براى حق و هدايت و درك حقيقت اسلام به سوى معاويه نمىرفت ؛ آنها مىدانستند او در تقسيم بيت‌المال هرگز رعايت مساوات را در ميان آحاد مردم نمىكند ، بلكه گروهى را كه براى او كار مىكنند و سنگ او را به سينه مىزنند بر ديگران مقدم مىدارد . به اين ترتيب اگر نزد امام بمانند سهم كمى به آنها مىرسد و اگر نزد معاويه بروند صاحب آلاف و الوف مىشوند . مشكل ديگر آنها اين بود كه آنها جاهلانى نبودند كه از حق و عدالت بىخبر باشند همهء آنها عدالت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله را يا ديده و يا شنيده بودند و با اين علم و آگاهى به سوى باطل رفتند و از حق چشم پوشيدند ، بنابراين هرگز فرار آنها نبايد اسباب تأسف باشد و چه بسا ماندن آنها سبب فساد در جامعهء اسلامى مىشد و چه بهتر كه به مقتضاى « الْخَبيثاتُ لِلْخَبيثينَ وَالْخَبيثُونَ لِلْخَبيثاتِ » آن‌ها به شام رفتند . آن‌گاه امام عليه السلام در پايان اين نامه باز بر اين حقيقت تأكيد مىكند كه آنها از باطل به سوى حق و از ظلم به سوى عدالت نگريختند . مىفرمايد : « به خدا سوگند آنها از ستم نگريختند و به عدل نپيوستند و ما اميدواريم كه در اين راه ، خداوند مشكلات را بر ما آسان سازد و سختىها را بر ما هموار كند ، إن‌شاءاللَّه والسلام » ؛ ( إِنَّهُمْ وَاللَّهِ لَمْ يَنْفِرُوا مِنْ جَوْرٍ ، وَلَمْ يَلْحَقُوا بِعَدْلٍ ، وَإِنَّا لَنَطْمَعُ فِي هَذَا الْأَمْرِ أَنْ يُذَلِّلَ اللَّهُ لَنَا صَعْبَهُ ، وَيُسَهِّلَ لَنَا حَزْنَهُ « 4 » ، إِنْ شَاءَ اللَّهُ ، وَالسَّلَامُ ) .

--> ( 1 ) « أسوة » در اينجا به معناى مساوى است ( 2 ) « الأثرة » به معناى برترى دادن شخص يا چيزى بر ديگرى است . گاه در مورد تبعيضات ناروا به كار مى رود ( 3 ) « سحق » در اصل به معناى ساييدن و نرم كردن است سپس به معناى دورماندن و يا دور ماندن از رحمت خدا آمده است ( 4 ) . « حَزْن » بر وزن « متن » به معناى چيز ناهموار است و عرب بخش‌هايى از زمين را كه ناهموار است « حَزْن » مىنامد و غم و اندوه را از اين جهت « حُزن » بر وزن « مزد » مىگويند كه نوعى خشونت و ناهموارى در روح انسان است