الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
270
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
آنگاه تهمت ديگرى را كه معاويه در نامهء خود آورده ياد مىكند و مىفرمايد : « و نيز گفتهاى كه من طلحه و زبير را كشتهام و عايشه را آواره نمودهام و در ميان كوفه و بصره اقامت گزيدهام ( و دارالهجرة ؛ يعنى مدينهء پيغمبر را رها نمودم ) ولى اين امرى است كه تو در آن حاضر نبودهاى و مربوط به تو نيست و لزومى ندارد عذر آن را از تو بخواهم ( به علاوه تو خود پاسخ اينها را به خوبى مىدانى ) » ؛ ( وَذَكَرْتَ أَنِّي قَتَلْتُ طَلْحَةَ وَالزُّبَيْرَ ، وَشَرَّدْتُ « 1 » بِعَائِشَةَ ، وَنَزَلْتُ بَيْنَ الْمِصْرَيْنِ « 2 » ! وَذَلِكَ أَمْرٌ غِبْتَ عَنْهُ فَلَا عَلَيْكَ ، وَلَا الْعُذْرُ فِيهِ إِلَيْكَ ) . همه مىدانيم عامل قتل طلحه و زبير در واقع خودشان بودند كه نخست با امام بيعت كردند و بعد بر او شوريدند و آتش جنگ جمل را برافروختند و نيز همه مىدانيم عايشه با پاى خود و با ميل خود شورشيان بصره را همراهى كرد و اميرمؤمنان على عليه السلام نهايت جوانمردى را به خرج داد و با احترام كامل براى احترام به پيغمبر خدا او را به مدينه بازگرداند و به يقين معاويه تمام اينها را مىدانسته ؛ ولى هدفش فتنهانگيزى در ميان شاميان بوده است و قاعدتاً دستور مىداد نامهاش را بر فراز تمام منابر شام بخوانند و شاميان ناآگاه زمان را بر ضد على عليه السلام بشورانند و اگر امام عليه السلام جواب مشروحى به معاويه نداد به سبب اين بود كه توضيح واضح محسوب مىشد از اين رو با بى اعتنايى به او فرمود : اينها به تو مربوط نيست . ابن ابىالحديد در اينجا تعبيرات جالبى دارد كه شايستهء ذكر است ، مىگويد : جواب مشروح به معاويه در اينجا اين است كه طلحه و زبير خودشان سبب قتل خود شدند به سبب سركشى و فتنهانگيزى و شكستن بيعت ؛ اگر آنها در مسير
--> ( 1 ) . « شَرَّدْتُ » از ريشهء « تشريد » در اصل به معناى رم دادن و فرارى دادن است و گاه به معناى تبعيد نمودن وآواره ساختن نيز مىآيد ( 2 ) . « المِصْرَيْن » به معناى دو شهر ، در اينجا اشاره به كوفه و بصره است