الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
135
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
مىرود و سبب پشيمانى است . عجله در سوى افراط قرار گرفته و سستى در كار به هنگام فرا رسيدن وقت عمل در مسير تفريط است . در مورد موضوع دوم مىفرمايد : « از لجاجت در امورى كه مبهم و مجهول است بپرهيز و ( نيز ) از سستى در انجام آن به هنگامى كه روشن شود برحذر باش » ؛ ( أَوِ اللَّجَاجَةَ فِيهَا إِذَا تَنَكَّرَتْ « 1 » ، أَوِ الْوَهْنَ عَنْهَا إِذَا اسْتَوْضَحَتْ « 2 » ) . مىدانيم انسان هنگامى بايد به سراغ انجام برنامهاى برود كه تمام جوانب آن روشن باشد ؛ ولى افراد لجوج على رغم ابهامها و ناآشنايىها به حقيقت امور با لجاجت به سراغ آن مىروند و چون راه ورود و خروج بر آنها تاريك است غالباً گرفتار خطا و ناكامى مىشوند . اين در طرف افراط است و در مقابل ؛ يعنى در طرف تفريط اين است كه انسان پس از وضوح مطلب گرفتار وسواس شود و در انجام امر كوتاهى كند تا فرصت از دست برود . در پايان دستورى كلى كه شامل همهء اينها و غير اينهاست و در مديريت بسيار كارساز است بيان كرده مىفرمايد : « ( آرى ) هر امرى را در جاى خويش و هر كارى را به موقع خود انجام ده » ؛ ( فَضَعْ كُلَّ أَمْرٍ مَوْضِعَهُ ، وَأَوْقِعْ كُلَّ أَمْرٍ مَوْقِعَهُ ) . اين همان چيزى است كه در تعريف عدالت بيان مىشود و به گفتهء خود امام عليه السلام در نهجالبلاغه : « الْعَدْلُ يَضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا ؛ عدالت ، هر چيزى را در جايگاه خودش قرار مىدهد » . « 3 »
--> ( 1 ) . « تَنَكَّرتْ » از ريشهء « تنكّر » به معناى ابهام داشتن و ناآشنا بودن در مقابل واضح و روشن بودن است ( 2 ) . « اسْتَوْضَحَت » از ريشهء « استيضاح » به معناى توضيح خواستن گرفته شده و معمولًا به صورت متعدى به يك مفعول يا دو مفعول بهكار مىرود ؛ ولى در جملهء بالا به معناى فعل لازم به كار رفته ؛ يعنى « واضح شدن » . از آنجا كه اين معنا در كتب لغت نيامده بعضى آن را به صورت فعل مجهول ( استُوضِحَتْ ) خواندهاند تا هماهنگ با معناى لغوى گردد ( 3 ) . نهجالبلاغه ، كلمات قصار ، 437