الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
95
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
او سخن مىگفت و اطرافيانش به او قول مىدادند كه بعد از مرگ عمر با تو بيعت خواهيم كرد و هنگامى كه اين سخن به گوش عمر رسيد در خطبهاى آنها را تهديد به مرگ كرد تا دست از كار خود بردارند . ابن ابى الحديد در جاى ديگر از سخنانش مىنويسد : بعدا طلحه و زبير در صف ستايشكنندگان عمر قرار گرفتند چرا كه پيشگامان مهاجر و انصار را بر ديگران برترى بخشيده ( و سهم بيشترى از بيت المال براى آنها قائل شده بود ) . از سوى ديگر عمر تأكيد كرده بود كه قريش و مهاجران سابقهدار اسلام ، از مدينه مطلقا خارج نشوند ، زيرا معتقد بود اگر بيرون روند گروههاى اطراف آنها را مىگيرند و اموال زيادى به دست مىآورند ؛ هم به سوى خوشگذرانى پيش مىروند و هم به فكر زمامدارى و تجزيهطلبى خواهند افتاد و در برابر اعتراضهايى كه از گوشه و كنار به اين امر شد او در خطبهاى صريحا اعلان داشت كه اين سياست قطعى من است . طبرى - طبق نقل ابن ابى الحديد - مىگويد : اين كار عمر قريش را سخت رنجيده خاطر ساخت حتى هنگامى كه عمر درخواست كردند به آنها اجازه دهد در جنگهاى اسلامى شركت كنند به آنها گفت : بدترين چيزى كه براين امت از آن مىترسم اين است كه شما - قريش - در بلاد اسلامى پخش شويد ؛ براى شما همين بسكه در غزوات رسول خدا شركت كرديد و نيازى به بيشتر از اين نيست . ولى هنگامى كه عثمان به خلافت رسيد ورق برگشت . قريش را آزاد گذاشت و آنها به شهرهاى مختلف سفر كردند و به جمعآورى مال و ثروت پرداختند و اين اوّلين فتنه در اسلام و درميان تودهء مردم بود . ابن ابى الحديد مىافزايد : متأسفانه عمر رأى هوشمندانهء خود را در محدود ساختن قريش بعد از ضربت خوردن به وسيلهء « ابو لؤلؤ » نقض كرد ( زيرا طلحه و