الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
89
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
ايراد گرفتند كه چرا با آنها در اين امر مشورت نشده است . نه تنها در تقسيم اموال بيت المال ، بلكه در تقسيم پستها و مقامهاى مهم نيز منتظر مشورت و در نهايت خواهان سهمى بودند و باور نمىكردند امام با اين قاطعيت مردم را به روش پيامبر اكرم بازگرداند . هنگامى كه رؤياهاى خود را بدون تعبير يافتند ، آتش خشم در دل آنها شعلهور شد و افكار شيطانى همهء وجودشان را فراگرفت و دست به آتشافروزى و جنگ زدند و سرانجام خودشان در آن آتش سوختند . اين نيز حائز اهميّت است كه اموال بيت المال دو گونه بود ؛ بخشى از آن مانند زكات مصارف مختلفى داشت و ممكن بود بعضى بر بعضى ديگر ( متناسب با زحماتشان ) در آن ترجيح يابند ؛ مثلا « مؤلّفة قلوبهم » ( كسانى را كه مىخواستند با محبّت به اسلام وارد كنند ) و همچنين « عاملين عليها » ( آنها كه براى گردآورى زكات تلاش مىكردند ) و يا قضات و مانند آنها ، هريك متناسب زحمات و موقعيتشان ، سهمى از زكات را دريافت مىداشتند و نيز در غنائم جنگى ، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله ميان پياده و سواره تفاوت قائل مىشد ؛ ولى بخش مهمى از درآمد بيت المال ؛ مانند خراجى كه از اراضى خراجيه « 1 » گرفته مىشد و رقم بسيار مهمى را در مجموع تشكيل مىداد ، مىبايست ميان همهء مسلمانان به طور مساوى تقسيم شود . درست مانند چيزى كه وقف بر اولاد است كه همهء فرزندان در هر مقام و رتبهاى باشند به طور مساوى مىبرند و مانند يارانههايى كه در عصر ما از بيت المال پرداخت مىشود كه رئيس جمهور و افراد عادى در آن يكسانند و هرگونه تبعيض را به عنوان رانتخوارى و امتياز ويژهء محكوم مىكنند . در عصر خليفهء اوّل همان روش پيامبر در اينگونه موارد دنبال مىشد و همه
--> ( 1 ) . « اراضى خراجيه » زمينهايى بود كه در فتوحات اسلامى به دست مسلمين افتاد و آنها را در اختيار كشاورزان مىگذاشتند و در مقابل ، مالياتى به نام « خراج » از آنها مىگرفتند كه با توجّه به گستردگى آن اراضى ، ماليات مزبور رقم مهمّى را تشكيل مىداد .