الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
501
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
كاخهايشان گورهايشان شد . اين جملهء ناب دو معنا دارد : نخست اينكه از كاخهايشان به گورها منتقل شدند و ديگر اينكه در بعضى از حوادث وحشتناك مانند زلزلهها كاخها بر سرشان ويران شد و همانجا قبرشان گشت . امام در پنج جملهء اخير كه از « أصبحت » شروع مىشود اين نكته را دقيقا بيان فرموده كه آنها چنان از دنيا بيگانه شدهاند كه حتّى دوستان و آشنايانى كه بر مزارشان مىگريند نمىشناسند و فرياد آنها را نمىشنوند . البتّه اين دربارهء دنياپرستانى است كه خدا را به دست فراموشى سپردند و جز هواپرستى محصول عمرشان نيست ؛ ولى طبق آنچه در روايات وارد شده ، مؤمنان صالح ، كسانى را كه به زيارت قبرشان مىآيند مىشناسند و با آنها انس مىگيرند و از بازگشتشان نگران مىشوند . يكى از ياران امام كاظم عليه السّلام به نام اسحاق بن عمّار مىگويد از آن حضرت پرسيدم آيا مؤمن كسى را كه به زيارت قبرش مىآيد مىشناسد ؟ فرمود : « نعم و لا يزال مستأنسا به مادام عند قبره فإذا قام و انصرف من قبره دخله من إنصرافه عن قبره وحشة ؛ آرى پيوسته با او انس مىگيرد تا زمانى كه نزد قبر او حاضر است هنگامى كه برخاست و از كنار قبرش منصرف شد ميّت به سبب انصراف او ناراحت مىشود و در وحشت فرومىرود » . « 1 » امام به دنبال اين سخن چنين نتيجهگيرى مىكند : « حال كه چنين است از زرق و برق دنيا برحذر باشيد ( كه با شما همين مىكند ) » ؛ ( فاحذروا الدّنيا ) . آنگاه با بيان هشت صفت براى دنيا ( و به تعبيرى ده صفت ) دلايل روشنى بر لزوم حذر از دنيا بيان مىدارد ، مىفرمايد : « زيرا دنيا بىوفا مكّار و فريبنده و حيلهگر است ، بخشندهاى است منع كننده ( كه از يك دست مىدهد و با دست
--> ( 1 ) . كافى ، ج 3 ، ص 228 باب زيارة القبور ، ح 4 .