الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

452

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

مخصوص پيشينيان بود ، مىفرمايد : « ( در آينده‌اى نزديك ) شما نيز به همان مسيرى مىرويد كه گذشتگان رفتند و در گرو همان قبر و در دل همان به وديعت سپرده خواهيد شد » ؛ ( و كأن قد صرتم إلى ما صاروا إليه ، و ارتهنكم ذلك المضجع « 1 » ، و ضمّكم ذلك المستودع ) . آرى ! اين قانونى است كه هيچ‌گونه استثنايى در آن نيست با اينكه هر عمومى استثنا و تخصيصى دارد اين امور هرگز تخصيص بردار نيست ( يعنى آن قاعده نيز استثنايى دارد كه در بعضى از موارد بدون استثناست ) . به بيان سادهء مردم : « ممكن است دير و زودى داشته باشد ؛ « ولى سوخت و سوزى ندارد » . سپس امام عليه السّلام به نكتهء مهمى اشاره مىفرمايد و آن اينكه اگر كار انسان با مردان تمام مىشد چندان مشكل نبود مشكل مهم آن است كه بايد به زودى در دادگاه قيامت حضور يابد و در برابر تمام اعمالش از كوچك و بزرگ پاسخگو باشد ، مىفرمايد : « پس چگونه خواهيد بود آن زمان كه امور پايان پذيرد ( و دوران برزخ سپرى شود و ) مردگان از قبرها خارج گردند ، آنجاست كه هركس آنچه را از پيش فرستاده تجربه مىكند ( و سود و زيان آن را در مىيابد ) و به سوى خداوند كه مولا و سرپرست واقعى همگان است بازگردانده مىشود و افتراها و سخنهاى نابجا ( كه در دنيا دستاويزشان بود ) از دست آنها مىرود » ؛ ( فكيف بكم لو تناهت « 2 » بكم الأمور ، و بعثرت « 3 » القبور : « هنالك تبلو « 4 » . كلّ نفس ما أسلفت ، و ردّوا إلى اللّه

--> ( 1 ) . « مضجع » به معناى بستر و خوابگاه و در اينجا به معناى قبر است و از ريشهء « ضجع » بر وزن « ضرب » به معناى به پهلو خوابيدن گرفته شده است . ( 2 ) . « تناهت » از ريشهء « تناهى » به معناى آخر رساندن گرفته شده است . ( 3 ) . « بعثرت » از ريشهء « بعثرة » بر وزن « مرتبة » در اصل به معناى زيرورو كردن و بيرون آوردن و استخراج كردن است و از آنجا كه به هنگام احياى مردگان در قيامت ، قبرها زيرورو مىشود و آنچه درون آنهاست ظاهر مىگردد . اين تعبير در مورد رستاخيز به كار رفته است . ( 4 ) . « تبلو » از ريشهء « بلاء » به معناى آزمودن گرفته شده و از آنجا كه آزمايش سبب آگاهى است گاه اين واژه به معناى آگاهى به كار مىرود .