الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
385
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
بسيار راستگويانى در مورد اخبار دنيا كه از سوى تو تكذيب مىشوند » ؛ ( و لهي بما تعدك من نزول البلاء بجسمك ، و النّقص في قوّتك ، أصدق و أوفى من أن تكذبك ، أو تغرّك . و لربّ ناصح لها عندك متّهم ، و صادق من خبرها مكذّب ) . اشاره به اينكه هم دنيا ماهيّت خودش را با انواع بلاها و مشكلات و حوادث دردناك و دگرگونى قدرتها به تو نشان داده و توصيف او به فريبندگى نادرست است و هم اولياء اللّه و صالحانى كه دربارهء بىوفايى و ناپايدارى دنيا به تو خبر دادهاند راست گفتهاند ، هرچند اين سخنان مطابق هواى نفس تو نبوده ؛ نه زبان حال دنيا را پذيرفتهاى و نه زبان قال اولياى الهى را ، و همه را متّهم به كذب كردهاى ، بنابراين اين تو هستى كه خودت را فريب مىدهى . اين احتمال نيز در تفسير جملههاى اخير وجود دارد كه نصيحت كننده همان حوادث ناگوار و خبرهاى صادق همان نشانههاى بىوفايى دنياست كه انسان با چشم خود اين نصيحت كنندگان و خبرهاى صادق را مىبيند و مىشنود ؛ ولى چون مطابق ميل او نيست همه را تكذيب مىكند و مىگويد : يك حادثهء اتفاقى بود و گذشت و ديگر تكرار نخواهد شد . سپس با توضيح بيشتر اين حقيقت را آشكارتر و براى همگان مفهومتر مىسازد و مىفرمايد : « اگر حال دنيا را در لابهلاى مناطق ويران شده ، و خانههاى خالى از سكنه ، جستجو كنى به يقين آن را يادآورى كنندهاى نيكو و واعظى گويا مىيابى ، همچون دوستى مهربان كه از رسيدن اندوه به تو به شدّت ناراحت مىشود » ؛ ( و لئن تعرّفتها في الدّيار الخاوية « 1 » ، و الرّبوع « 2 » الخالية ، لتجدنّها من حسن تذكيرك ، و بلاغ موعظتك ، بمحلّة الشّفيق عليك ، و الشّحيح « 3 » بك ! ) .
--> ( 1 ) . « خاويه » اسم فاعل است از ريشهء « خوى » به معناى خالى بودن و گاه به معناى ويران شدن گرفته شده است . ( 2 ) . « ربوع » جمع « ربع » بر وزن « رفع » به معناى خانه است و گاه به معناى منطقه يا گروهى از مردم نيز آمده و در اينجا منظور همان معناى اوّل است . ( 3 ) . « شحيح » از ريشهء « شحّ » بر وزن « مخ » به معناى بخل توأم با حرص است كه به صورت عادت درآيد و لذا واژهء -