الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
327
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
عميت آثارهم ، و انقطعت أخبارهم ، لقد رجعت فيهم أبصار العبر ، و سمعت عنهم آذان العقول ، و تكلّموا من غير جهات النّطق ) . در واقع امام عليه السّلام در اين عبارت به دو نكته اشاره مىفرمايد : نخست اينكه خبر گرفتن از آنان از طرق عادى ( مانند چشم گوش ) نيست ، بلكه از راههاى عميقتر و قوىتر است از طريق چشم دل و گوش عقل ، همچنين سخن گفتن آنها نيز با زبان قال نيست ، بلكه با زبان حال است كه آثارش بسيار عميقتر است ، زيرا زبان قال ممكن است آميخته با دروغ باشد ، ولى زبان حال هيچ گاه دروغ نمىگويد . اكنون ببينيم آنها با زبان حال چه مىگويند ؟ امام عليه السّلام سخن آنها را چنين بيان مىكند : « آنها مىگويند : چهرههاى خرم و زيباى ما زشت و پژمرده شد و بدنهاى نرم و نازك ( كه در ناز و نعمت پرورش يافته بود ) بر زمين افتاد و از هم متلاشى شد ، لباس كهنگى و فرسودگى بر تن پوشيديم و تنگى قبر ، سخت ما را در فشار قرار داد . وحشت و ترس را از يكديگر به ارث بردهايم و خانههاى خاموش قبر بر ما فروريخته است » ؛ ( فقالوا : كلحت « 1 » الوجوه النّواضر « 2 » ، و خوت « 3 » الأجسام النّواعم ، و لبسنا أهدام « 4 » البلى ، و تكاءدنا « 5 » ضيق المضجع ، و توارثنا الوحشة ، و تهكّمت « 6 » علينا الرّبوع الصّموت « 7 » ) . آرى ! آنها گاه از سرنوشت بدنهايشان سخن مىگويند و گاه از جايگاهايشان . بدنها نخست پژمرده ، چهرهها در هم كشيده ، سپس از هم متلاشى شده و
--> ( 1 ) . « كلحت » از ريشهء « كلوح » بر وزن « طلوع » به معناى چين و چروك برداشتن و چهره عبوس كردن و در هم كشيدن گرفته شده است . ( 2 ) . « نواضر » از ريشهء « نضرة » بر وزن « دفعة » به معناى خرمى و شادابى و شكوفايى گرفته شده است . ( 3 ) . « خوت » از ريشهء « خواء » به معناى فروريختن و از هم متلاشى شدن است . ( 4 ) . « اهدام » جمع « هدم » بر وزن « حرص » به معناى لباس كهنه وصلهدار است . ( 5 ) . « تكائدنا » از « تكائد » به معناى مشقت بار شدن گرفته شده و ريشهء آن « كآد » بر وزن « رعد » است . ( 6 ) . « تهكمت » از « تهكّم » به معناى سقوط در چاه و مانند آن و يا فروريختن و ويران شدن است . ( 7 ) . « صموت » به معناى خاموش شدن و لب فروبستن است و در عبارت بالا مصدرى است كه معناى وصفى دارد .