الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
292
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
ديگران پاسخ گفتهاند كه آنها اگرچه از طرف پدر به عبد مناف نمىرسيدند ؛ ولى از طرف مادر از عبد مناف بودند . مرحوم علّامهء شوشترى در شرح نهج البلاغهء خود براين سخن از دو جهت خرده مىگيرد : نخست اينكه انتساب به قبايل در ميان عرب معمولا از طرف پدر است ؛ نه مادر و ديگر اينكه مادر زبير اگرچه صفيه دختر عبد المطّلب بود و نسب او به عبد مناف منتهى مىشود ؛ ولى مادر طلحه زنى از يمن بود . علّامهء شوشترى بعد از ذكر اين دو ايراد ، توضيح نداده است كه منظور از بنى عبد مناف چه اشخاصى هستند . ممكن است علاوه بر عبد الرّحمن گروهى از بنى عبد مناف در لشكر جمل بودهاند كه جناياتى را مرتكب و سرانجام كشته شدهاند ؛ ولى نام آنها به واسطهء عدم شهرت در تاريخ نيامده است . بنى جمح طايفهاى از قريش بودند كه آنها نيز در سپاه جمل ، شركت كرده بودند ؛ ولى هنگامى كه جنگ را به زيان خود ديدند پا به فرار گذاشتند و تنها دو نفر از آنها كشته شد . سرانجام در پايان اين سخن مىفرمايد : « آنها به سوى امرى گردن كشيده بودند كه اهليّت آن را نداشتند و پيش از آنكه به آن برسند گردنهايشان شكسته شد » ؛ ( لقد أتلعوا « 1 » أعناقهم إلى أمر لم يكونوا أهله فؤقصوا « 2 » دونه ! ) . اين سخن ، اشاره به طلحه و زبير و مانند آنهاست كه با وجود امام عليه السّلام هرگز اهليّت خلافت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله را نداشتند و حتّى بدون حضور امام عليه السّلام نيز شايسته اين امر نبودند ، چرا كه جاهطلبى و دنياپرستى مانع شايستگى براى رهبرى امت اسلام است .
--> ( 1 ) . « اتلعوا » از « اتلاع » به معناى گردن كشيدن ، از ريشهء « تلع » بر وزن « طرب » به معناى بلند شدن گردن است . ( 2 ) . « وقصوا » از ريشهء « وقص » بر وزن « نقص » به معناى شكستن است .