الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
291
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
او را بر آن داشت كه جنگ خونينى برضدّ خليفهء مسلمانان كه هم از سوى خدا منصوب بود و هم مردم با او بيعت كرده بودند ، به راه اندازد كه بيش از هفدههزار نفر از مسلمانان در آن كشته شوند . سپس در ادامهء سخن مىافزايد : « بدانيد به خدا قسم ، من خوش نداشتم كه اجساد قريش در زير اين آسمان بر روى زمين افتاده باشد » ؛ ( أمّا و اللّه لقد كنت أكراه أن تكون قريش قتلى تحت بطون الكواكب ! ) . درست است كه طلحه و زبير و مانند آنان ، مستحقّ اين مجازات بودند و آتشى افروختند كه خود نيز در آن سوختند ولى امام عليه السّلام با مهر و محبّت و عاطفهء خاص خود و با در نظر گرفتن سوابق ايشان ، اظهار ناراحتى مىكند كه اى كاش در اين راه خطا گام نمىنهادند و گرفتار اين عاقبت اسفناك نمىشدند . همهء اولياء اللّه ، انبيا و اوصيا ترجيح مىدهند كه خطاكاران و حتى جنايتكاران بزرگ ، دست از خطا و جنايت بكشند و به صفوف اهل ايمان و صالحان بپيوندند . آنگاه در ادامهء اين سخن مىفرمايد : « من سزاى « بنى عبد مناف » را دادم ( و خون شيعيانم را كه به هنگام ورود به بصره و غارت بيت المال ريخته بودند ، قصاص كردم ) ولى رؤساى قبيله بنى جمح از دست من گريختند » ؛ ( أدركت و تري « 1 » من بني عبد مناف ، و أفلتتني « 2 » أعيان بني جمح ) . در اينكه منظور از « بنى عبد مناف » در اينجا چه اشخاصى هستند ، ميان مفسّران نهج البلاغه گفت و گو است ؛ بعضى گفتهاند منظور طلحه و زبير و عبد الرّحمن است كه در بالا اشاره شد . ابن ابى الحديد در اينجا ايراد كرده كه طلحه و زبير از بنى عبد مناف نبودند و
--> ( 1 ) . « وتر » بر وزن « سطر » و « وتر » بر وزن « فطر » به معناى جنايت يا آزارى است كه به ديگرى برسانند و به قصاص نيز اطلاق مىشود و در جمله بالا به همين معناست . ( 2 ) . « افلتتنى » از ريشهء « افلات » به معناى رهايى يافتن و گريختن و رها ساختن آمده است و در جملهء بالا به معناى فرار كردن است .