الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

278

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

سپس امام عليه السّلام در ادامهء اين سخن به منطق عجيب مخالفانش اشاره كرده ، مىفرمايد : « و گفتند : ( اى على ! بدان پاره‌اى از حقوق را بايد بگيرى و پاره‌اى ديگر را بايد از آن محروم شوى ) ( و حق خلافت از نوع دوم است ) اكنون يا با غم و اندوه بساز يا با تأسف بمير » ؛ ( و قالوا : ألا إنّ في الحقّ أن تأخذه ، و في الحقّ أن تمنعه ، فاصبر مغموما ، أو مت متأسّفا ) . اين منطق به راستى منطق وحشتناكى است كه انسان اعتراف كند بعضى از امور حق است ؛ ولى به حكم غلبهء زورمندان بايد از آن چشم‌پوشى كند و در نتيجه يا صبر و شكيبايى پيشه كند و يا از تأسّف بميرد . اين همان شعارى است كه مستكبران جهان آشكارا يا پنهان مىگويند : « الملك لمن غلب ؛ حكومت از آن كسى است كه غلبه كند » بايد از ابن ابى الحديد سؤال كرد كه اين جمله هم جزء متشابهات است كه بايد آن را تفسير و تأويل كرد ؟ ! امام عليه السّلام در ادامهء اين سخن مىافزايد : « من نگاه كردم ( و جوانب كار را بررسى نمودم ) ديدم نه پشتيبانى دارم نه مدافعى و نه ياورى جز اهل بيتم كه راضى نبودم جانشان را به خطر بيفكنم » ؛ ( فنظرت فإذا ليس لي رافد « 1 » ، و لا ذابّ و لا مساعد ، إلّا أهل بيتي ؛ فضننت « 2 » بهم عن المنيّة ) . اين تعبير نشان مىدهد كه توده‌هاى مردم جذب حكومت وقت شده بودند گروهى از ترس ، گروهى از روى طمع يا به سبب كينه‌هاى ديرين در جنگهاى اسلامى و گروه ديگرى از روى غفلت و خوش‌باورى . بديهى است در چنين شرايطى امام نمىتوانست براى تشكيل حكومت عدل اسلامى كه دنبالهء حكومت پيامبر اكرم بود قيام كند . از اين‌رو در ادامهء اين سخن مىفرمايد : « لذا چشمان پر از خاشاك خود را

--> ( 1 ) . « رافد » از ريشهء « رفد » بر وزن « ربط » به معناى كمك كردن و عطا نمودن گرفته شده است . ( 2 ) . « ضننت » از ريشهء « ضنّ » بر وزن « فنّ » در اصل به معناى بخل شديد است ؛ ولى در اينجا و امثال آن ، خوددارى كردن شديد از چيزى مقصود است .