الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

260

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

اين معنا با توجّه به اينكه ذات خداوند وجودى است بىپايان از هر نظر ، و نامحدود از نظر قوّت و قدرت ، و ما سوى اللّه همگى قطرهء كوچكى در برابر اين درياى عظيم بىكران هستند ، كاملا روشن مىشود همان‌گونه كه در خطبهء همّام نيز در صفات متّقيان آمده است : « عظم الخالق في أنفسهم فصغر ما دونه في أعينهم ؛ خداوند در دل آنها به عظمت جلوه كرده ، لذا ما سوى اللّه در چشم آنها حقير و كوچك است » . كسى كه چشم بر چشمهء خورشيد دوخته ، شمع كم نورى در نظر او ناچيز است . سپس امام عليه السّلام اضافه مىفرمايد : « و از همه سزاوارتر نسبت به اين امر كسى است كه نعمت خدا بر او بزرگ است و احسان او بر وى فراوان ؛ زيرا هرقدر نعمت خدا بر كسى بيشتر شود حقّش بر او فزونتر مىگردد » ؛ ( و إنّ أحقّ من كان كذلك لمن عظمت نعمة اللّه عليه ، و لطف إحسانه إليه ، فإنّه لم تعظّم نعمة اللّه على أحد إلّا ازداد حقّ اللّه عليه عظما ) . اين سخن در واقع پاسخى است بر ثناخوانى آن مرد علاقه‌مند به مولا كه گمان نكن اين سخنان مرا به كبر و غرور وا مىدارد . اوّلا من خدا را به عظمت شناخته‌ام و ما سوى اللّه در نظرم خرد و صغير است . ثانيا من مشمول نعمتهاى فراوانى هستم و به همان نسبت بايد در برابر ولىّ نعمتم خاضع‌تر از ديگران باشم . آنگاه امام عليه السّلام در تكميل و تأكيد اين سخن مىافزايد : « ( بدانيد ! ) از بدترين و سخيف‌ترين حالات زمامداران نزد مردم صالح اين است كه گمان برده شود آنها دوست‌دار تفاخرند و كار آنها را بر نوعى برترىجويى حمل كنند ، من خوش ندارم كه اين فكر در ذهن شما جولان كند كه مدح و ستايش را دوست دارم و از شنيدن آن لذت مىبرم . من به حمد اللّه چنين نيستم » ؛ ( و إنّ من أسخف « 1 » حالات

--> ( 1 ) . « اسخف » از ريشهء « سخف » بر وزن « قفل » و « سخافت » به معناى ضعف عقل و نادانى است .