الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
261
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
الولاة عند صالح النّاس ، أن يظنّ بهم حبّ الفخر ، و يوضع أمرهم على الكبر ، و قد كرهت أن يكون جال في ظنّكم أنّي أحبّ الإطراء « 1 » ، و استماع الثّناء ؛ و لست - به حمد اللّه - كذلك ) . درست است كه طبق بعضى از احتمالات ، گويندهء آن مدح و ثنا حضرت خضر عليه السّلام بوده و او جز به حق سخن نمىگفته و آنچه دربارهء امام عليه السّلام بيان داشته در امام وجود داشته حتى بالاتر از آن ؛ ولى امام عليه السّلام به اين نكتهء اصولى اشاره مىفرمايد كه من حتى از ثناى به حق نيز خشنود نيستم ، چرا كه ممكن است اثر نامطلوبى در شنوندگان داشته باشد و آنها گمان كنند او دوستدار چنين سخنانى است و داراى كبر و فخر و خودبرتربينى است كه رابطهء امام با امّت را تحت تأثير نامطلوب خود قرار مىدهد . سپس مىافزايد : « و به فرض كه من ( به مقتضاى طبيعت بشرى ) مدح و ثنا را دوست مىداشتم ، آن را به جهت خضوع و تواضع در برابر خداوند سبحان ترك مىكردم . همان خداوندى كه به جهت عظمت و كبرياييش از همه سزاوارتر براى ثنا و ستايش است » ؛ ( و لو كنت أحبّ أن يقال ذلك لتركته انحطاطا للّه سبحانه عن تناول ما هو أحقّ به من العظمة و الكبرياء ) . آنگاه به نكتهء سومى اشاره مىفرمايد كه قطع نظر از اينكه من ذاتا ثناخوانى را ناخوش دارم و اگر آن را دوست مىداشتم به جهت عظمت خداوند كه از همه شايستهتر به مدح و ثناست ترك مىكردم ، مدح و ثنا بايد در برابر كار نيكى باشد كه پايان گرفته است در حالى كه من هنوز از اداى همهء حقوق شما فراغت نيافتهام ، مىفرمايد : « بسيار مىشود كه مردم ستودن افراد را ، به جهت تلاشهايشان ( در اداى حقوق ) شيرين مىشمرند ( ممكن است اين امر براى شما ايرادى
--> ( 1 ) . « اطراء » از ريشهء « طراوة » به معناى تر و تازه بودن است و هنگامى كه به باب افعال مىرود معناى ثناخوانى و مدح كردن مىيابد . گويى كسى مىخواهد با مدح خود ، شخصى را تر و تازه نگهدارد .