الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

181

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

مرحوم علّامه شرف الدّين در كتاب مؤلّفوا الشّيعه فى صدر الاسلام به اين نكتهء ظريف اشاره كرده است . « 1 » سپس امام عليه السّلام در ادامهء اين سخن مىفرمايد : « پس منزّه است آن كس كه زمين را در ميان آن همه امواج ناآرام ثابت نگه داشت ؛ و دوران رطوبت جوانب و اطرافش را پايان داد و آن را خشك نمود و بسترى آرام ( براى زندگى انسانها ) قرار داد و همچون فرشى براى آنها گسترده ساخت ؛ برفراز دريايى پهناور و راكد كه جريانى نداشت و ايستاده بود و حركت نمىكرد ؛ تنها بادهاى شديد آن را بر هم مىزد و ابرهاى باران‌زا به حركتش درمىآورد . ( آرى ! ) « در اين امور درس عبرت بزرگى است براى كسانى كه اهل خشيّتند و احساس مسئوليت دارند » » ؛ ( فسبحان من أمسكها بعد موجان مياهها ، و أجمدها بعد رطوبة أكنافها ، فجعلها لخلقه مهادا ، و بسطها لهم فراشا ! فوق بحر لجّيّ راكد لا يجري ، و قائم لا يسري ، تكركره « 2 » الرّياح العواصف ، و تمخضه « 3 » الغمام الذّوارف « 4 » ؛ « إنّ في ذلك لعبرة لمن يخشى » ) . در عبارت فوق دو جمله ديده مىشود كه در به دو نظر با يكديگر هماهنگ نيست : نخست مىگويد : « خداوند زمين را بر فراز درياى پهناور راكدى كه جريان ندارد گسترده است » و در ذيل مىگويد : « طوفانهاى درهم كوبنده و بادهاى شديد آب اين دريا را برهم مىزند » . امّا با دقت در اين تعبير روشن مىشود كه هيچ منافاتى باهم ندارند ؛ زيرا

--> ( 1 ) . مصادر نهج البلاغه ، ج 3 ، ص 117 . ( 2 ) . « تكركر » از ريشهء « كركره » بر وزن « حنجره » به عقيدهء بعضى در اصل از ريشهء تكرار است و بعضى آن را مادّهء مستقلى از رباعى مجرّد مىدانند و به هر حال معناى تكرار را مىرساند . ( 3 ) . « تخمض » از ريشهء « مخض » بر وزن « مغز » در اصل به معناى تكان دادن شير يا ماست براى گرفتن كره مىباشد سپس به هر تكان دادن شديدى اطلاق شده است . ( 4 ) . « ذوارف » از ريشهء « ذرف » بر وزن « حرف » به معناى سيلان اشك از چشم يا هرگونه سيلان آب است و « ذوارف » جمع « ذارفه » به معناى جارى و روان است .