الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
166
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
اين گفتار امام عليه السّلام دربارهء بررسى سرچشمههاى اختلاف احاديث ، تنها يك درس خاص مربوط به حديث نيست ، بلكه درس مهمتر و فراگيرتر به ما مىآموزد و آن اينكه براى بر طرف كردن نابسامانيها هميشه بايد به سراغ ريشهها رفت و عوامل تأثيرگذار را شناخت و گرنه هرگونه اصلاحى جنبهء سطحى و زودگذر دارد . سپس امام عليه السّلام به يكى ديگر از عوامل اختلاف احاديث كه در واقع مباحث گذشته را تكميل مىكند اشاره مىكند و آن اختلاف استعداد اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله در فراگيرى احاديث و تفسير و فهم معناى آنهاست ، مىفرمايد : « گاه سخنى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله صادر مىشد كه دو گونه بود ؛ كلامى كه جنبهء خصوصى داشت و كلامى كه داراى جنبهء عمومى ، در اين ميان بعضى از كسانى كه مقصود خدا و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله را نمىدانستند آن را مىشنيدند و حفظ مىكردند و بدون توجّه ، آن را بر خلاف معنا و مقصود و هدف واقعى آن تفسير مىكردند » ؛ ( و قد كان يكون من رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله الكلام له و جهان : فكلام خاصّ ، و كلام عامّ ، فيسمعه من لا يعرف ما عنى اللّه ، سبحانه ، به ، و لا ما عنى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله فيحمله السّامع ، و يوجّهه على غير معرفة بمعناه ، و ما قصد به ، و ما خرج من أجله ) . منظور از خاص و عام در عبارت بالا خاص و عام مصطلح در علم اصول و فقه ، نيست ، بلكه خاص و عام لغوى مراد است ؛ يعنى حكمى كه مخصوص مورد معينى بوده و حكمى كه جنبهء عمومى داشته مثلا در بعضى از روايات آمده است كه مسلمانان بعد از سال « حديبيه » ؛ يعنى سال هفتم هجرت كه مسلمانان طبق قرارداد با مشركان براى انجام مناسك عمره به مكّه آمدند ، پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله به اصحابش دستور داد هنگام طواف با سرعت دور خانه خدا بگردند ( تا مشركان كه ناظران صحنه بودند مرعوب قدرت و چابكى مسلمانان شوند ) « 1 » در حالى كه
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغهء تسترى ، ج 7 ، ص 280 .