الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
167
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
اين دستور يك سنّت ثابت و عمومى نبود . در كلمات قصار نهج البلاغه نيز آمده است كه از امام عليه السّلام دربارهء اين حديث پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله سؤال شد كه فرموده است : « غيّروا الشّيب و لا تشبّهوا باليهود ؛ محاسن سفيد خود را رنگ كنيد و شبيه يهود نباشيد » . امام فرمود : « ( اين حكمى خاص است ) زمانى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله اين دستور را داد كه مسلمانان در اقليّت بودند ، امّا اكنون كه اسلام گسترش يافته مردان مخيرند كه محاسن خود را رنگ كنند يا نكنند » . « 1 » آنگاه امام عليه السّلام در ادامهء اين سخن به يكى ديگر از مشكلات مربوط به نقل احاديث مىپردازد و آن اينكه : « چنان نبود كه همهء صحابهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله از او پرسش كنند و مسائل مختلف را جويا شوند تا آنجا كه عدّهاى دوست مىداشتند مرد عرب يا سؤال كنندهاى تازه وارد بيايد و مطلبى از آن حضرت بپرسد تا آنها جواب آن را بشنوند و فراگيرند » ؛ ( و ليس كلّ أصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله من كان يسأله و يستفهمه ، حتّى إن كانوا ليحبّون أن يجيء الأعرابيّ و الطّاريء « 2 » ، فيسأله عليه السّلام حتّى يسمعوا ) . ظاهر اين است كه اين عبارت اشاره به گروهى از اصحاب دارد كه زياد اهل تحقيق و جستجوگرى نبودند و ابتكار طرح سؤالات مختلف دربارهء اصول و فروع دين نداشتند و همين سبب مىشد كه از ناسخ و منسوخ و عام و خاص و محكم و متشابه و مجمل و مبيّن ، سؤال نكنند و از مسائل مختلف به طور شفّاف آگاهى نيابند ؛ ولى اگر تازه واردى پيدا مىشد و مسئلهء جديدى طرح مىكرد و پاسخ شايان توجّهى مىشنيد از آن استقبال مىكردند .
--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، كلمات قصار ، 17 . ( 2 ) . « طارئ » از ريشهء « طروء » بر وزن « غروب » به معناى حادث شدن و خروج ناگهانى گرفته شده و لذا « طارئ » به معناى شخص تازه وارد و ديدار كنندهاى كه سر زده وارد شده ، به كار مىرود .