الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

156

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

حكم ناسخ جاى منسوخ را گرفته است ) يا از پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله نهى دربارهء چيزى شنيده است كه بعدا به آن امر فرموده ، در حالى كه اين شخص ( از حكم دوم ) آگاه نشده است . به اين ترتيب در حقيقت اين شخص منسوخ را فراگرفته و حفظ كرده ؛ ولى ناسخ را حفظ نكرده است . اگر او مىدانست آنچه را شنيده است نسخ شده آن را رها مىساخت و اگر مسلمانان هنگامى كه آن حكم را از وى شنيدند مىدانستند نسخ شده است آن را ترك مىكردند . شرح و تفسير احاديث ناسخ و منسوخ در اين بخش از خطبه ، امام عليه السّلام به دو قسمت دير از عوامل اختلاف و تعارض احاديث اشاره مىكند ؛ نخست مىفرمايد : « ( ديگر از عوامل اختلاف حديث اين است كه ) كسى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله چيزى را شنيده است ؛ امّا به صورت صحيح آن را به خاطر نسپرده و در آن اشتباه نموده ، هر چند از روى علم و عمد به آن حضرت دروغ نبسته است . اين حديث آميخته با خطا در اختيار اوست و آن را روايت و به آن عمل مىكند و مىگويد من آن را از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله شنيده‌ام » ؛ ( و رجل سمع من رسول اللّه شيئا لم يحفظه على وجهه ، فوهم فيه ، و لم يتعمّد كذبا ، فهو في يديه ، و يرويه و يعمل به ، و يقول : أنا سمعته من رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله ) . اين اشتباه كارى ، گاه از سهل انگارى و تسامح و تساهل ناشى مىشود و گاه از عدم آگاهى به مفاهيم الفاظ و جمله و گاه به سبب اينكه انسان جايز الخطا و محل سهو و نسيان است . سبب آن هر چه باشد نتيجه آن يكى است و آن انتقال ناصحيح به ديگران است . مثلا در حديثى از عبد اللّه عمر مىخوانيم كه پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « إنّ الميّت ليعذّب ببكاء أهله عليه ؛ ميّت به سبب گريه بستگانش بر او عذاب مىشود » .