الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
98
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
3 - در جملهء بعد اشارهء بسيار لطيفى به چگونگى رابطهء مخلوقات با خالق و ممكنات با واجب الوجود كرده ، مىفرمايد : « او با همه چيز است ، امّا نه اين كه قرين آنها باشد و غير همه چيز است ، امّا نه اين كه از آنها بيگانه و جدا باشد » ( مع كلّ شيء لا بمقارنة و غير كلّ شيء لا بمزايلة ) . بسيارى از مردم و حتّى بسيارى از فلاسفه و دانشمندان رابطهء خداوند را با موجودات ، رابطهء دو وجود مستقلّ با يكديگر پنداشتهاند كه يكى ، مخلوق ديگرى است . مثل اين كه شعلهء عظيمى وجود داشته باشد و شمع كوچكى را با آن روشن كنيم ، در حالى كه حقيقت ، چيز ديگرى است . تفاوت مخلوق و خالق ، تفاوت يك وجود ضعيف و قوى نيست ، بلكه تفاوت ، تفاوت يك وجود مستقل در تمام جهات و يك وجود وابسته است . تمام عالم هستى به او وابسته است و لحظه به لحظه ، نور وجود را از او مىگيرد . خداوند از عالم هستى جدا نيست و در عين حال عين موجودات نيز نمىباشد ( آن چنان كه قائلين به وحدت وجود و موجود از صوفيه پنداشتهاند ) و توحيد واقعى منوط به درك اين حقيقت است . اين حقيقت را مىتوان با مثال زير روشن ساخت ( هر چند اين مثالها نيز ناقص است ) : شعاع و پرتو آفتاب گر چه وجود دارد و غير از قرص خورشيد است ، ولى پيوسته و وابستهء به آن است ، يعنى غير آن است امّا نه مغايرت به معناى بيگانگى و جدايى و استقلال ، و همراه آن است ، امّا نه به معناى يگانگى و وحدت . بدون شك پيوند و ارتباط موجودات اين عالم با ذات پاك خداوند از اين هم نزديكتر و وابستگى آنها به او از اين هم بيشتر است و در واقع مثال دقيقى در اين جهان براى اين وابستگى و يگانگى ، در عين دوگانگى ( وحدت در كثرت ) نمىتوان پيدا كرد . هر چند مثالهايى همچون مثال بالا - و يا مانند تصوّرات ذهنى انسان كه وابسته به روح اوست و از او جداست و در عين حال وابسته به اوست و