الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

77

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

موجود و لا وقت معدود و لا أجل « 1 » ممدود ) . يعنى چگونه ما مىتوانيم به كنه ذاتش برسيم در حالى كه فكر ما بلكه تمام هستى ما محدود است و جز اشياى محدود را درك نمىكند حال آن كه ذات خدا از هر نظر نامحدود و صفات بىپايانش از ازل تا ابد را گرفته ، نه حدّى دارد ، نه توصيف قابل دركى و نه آغاز و نه پايانى . نه تنها ذات او كه صفات او نيز نامحدود است . علمش نامحدود است و قدرتش بىپايان ، چرا كه همهء اينها عين ذات نامحدود اوست . به تعبير ديگر او هستى مطلق است و هيچ قيد و شرطى ندارد و اگر قيد و شرط و حدّ محدودى به ذاتش راه يابد مركّب خواهد بود و مىدانيم كه هر موجود مركّبى ممكن الوجود است نه واجب الوجود . بنا بر اين واجب الوجود ذاتى است نامحدود در تمام جهات و به همين دليل يكتا و يگانه و بىنظير و بىمانند است زيرا دو وجود نامحدود از هر جهت ، غير ممكن است چرا كه دوگانگى باعث محدوديّت هر دو مىشود اين يك ، فاقد وجود ديگرى است و آن هم فاقد وجود اين . ( دقّت كنيد ) پس از اشاره‌اى كه در جمله‌هاى سابق به صفات جمال و جلال خدا ( صفات ثبوتى و سلبى ) آمد ، به گوشه‌اى از صفات فعل پروردگار اشاره كرده مىفرمايد : « مخلوقات را با قدرتش آفريد و بادها را با رحمتش به حركت در آورد و گسترش داد و لرزش و اضطراب زمين را به وسيلهء كوهها بر طرف ساخت » ( فطر « 2 » الخلائق بقدرته

--> ( 1 ) « اجل » به معناى سرآمد و سررسيد هر چيزى است ، خواه در مورد عمر انسان باشد يا اشياى ديگر ، يا سررسيد قراردادها و بدهىها . ( 2 ) « فطر » از مادّهء « فطر » ( بر وزن سطر ) به گفتهء « راغب » در « مفردات » در اصل به معناى شكافتن چيزى از طول است و لذا خوردن روزه را افطار مىگويند گويى حالت روزه با آن شكافته مىشود . اين واژه به معناى آفرينش و ايجاد و ابداع چيزى نيز آمده گويى پردهء عدم شكافته مىشود و به عالم وجود گام مىنهد .