الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
76
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
دليل اين ، جوابگوى آن نخواهد بود . نه تنها در مقام عمل از مدح و ثنا و اداى حقّ او عاجزند كه در مقام انديشه و تفكّر نيز از درك ذاتش ناتوانند . به همين دليل در ادامهء اين سخن - ضمن بيان دو وصف ديگر - مىفرمايد : « همان خدايى كه افكار بلند و ژرفانديش ، كنه ذاتش را درك نكنند ، و غوّاصان هوشمند درياى علوم و دانشها ، دسترسى به كمال هستيش پيدا ننمايند » ( الّذي لا يدركه بعد الهمم و لا يناله غوص الفطن ) . « 1 » تعبير به « بعد الهمم و غوص الفطن » گويا اشاره به اين حقيقت است كه اگر افكار بلند در قوس صعودى و انديشههاى قوى در قوس نزولى حركت كنند ، هيچ يك به جايى نمىرسند و از درك كنه ذاتش عاجز و ناتوانند . سپس در ادامهء اين سخن ، خود امام ( ع ) به دليل آن پرداخته كه چرا انسانها از درك كنه ذاتش عاجز و ناتوانند ؟ مىفرمايد : « او كسى است كه براى صفاتش حدّى نيست و توصيفى براى بيان اوصافش وجود ندارد ، و نه وقت معيّنى و نه سرآمد مشخصى براى ذات پاك اوست ! » ( الّذي ليس لصفته حدّ محدود و لا نعت « 2 »
--> ( 1 ) « همم » جمع « همّت » به گفتهء « مقاييس اللغة » در اصل به معناى ذوب شدن و جريان يافتن و حركت كردن است و اندوه را از اين جهت « همّ » مىگويند كه سبب ذوب شدن جسم و جان انسان است . سپس به هر امرى كه داراى اهميّت است يا فكر و هوش انسان را به خود مشغول مىسازد و مايهء حركت مىباشد ، همّ و همّت اطلاق شده است ( در مفردات نيز قسمتى شبيه به همين آمده است ) . « غوص » : در اصل به معناى فرو رفتن در آب است ، سپس به ورود در هر كار مهمّى نيز اطلاق شده است . « فطن » : جمع « فطنة » ( بر وزن فتنه ) به گفتهء « لسان العرب » به معناى فهم و هوش و ذكاوت است . ( 2 ) « نعت » به گفتهء « خليل بن احمد » به معناى توصيف چيزى با صفات نيك است ( بنا بر اين با وصف كه در خوب و بد مىآيد تفاوت دارد ) .