الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
626
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
اسلام را خودش تشريع كرده باشد و تشريع بخش ديگرى را به مغزهاى ناتوان انسانها واگذار كرده باشد ! مگر غير او ، از مصالح و مفاسد احكام به طور كامل ممكن است آگاه باشد ! مگر ممكن است خداوند زمام بندگان خودش را به دست قانونگذارانى بگذارد كه هر كدام به ظن و گمان و رأى قاصر خود قانونى مىنهند و مردم را در ميان انبوهى از آراى ضدّ و نقيض ، حيران و سرگردان مىسازند ! سپس امام ( ع ) به سراغ آخرين احتمال مىرود و آخرين راه فرا را نيز به روى آنها مىبندد و مىفرمايد : « يا اين كه خداوند سبحان دين كاملى نازل كرده ، ولى پيامبر ( ص ) در تبليغ و اداى آن كوتاهى نموده است ! » ( ام انزل اللّه سبحانه دينا تامّا فقصّر الرّسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عن تبليغه و ادائه ) . بديهى است هيچ مسلمانى چنين احتمالى را در بارهء پيامبر نمىدهد ، چرا كه حتّى كسانى كه مسألهء عصمت را به طور كامل نپذيرفتهاند و به پندارشان معصوم بودن پيامبر در همه جا و همه چيز دليل كافى ندارد ، مسألهء عصمت را در تبليغ و اداى وحى پذيرفتهاند ، چرا كه بدون پذيرش اين معنى ، مفهومى براى نبوّت و رسالت باقى نمىماند و نقض غرض حاصل مىشود . سپس بار ديگر امام ( ع ) به اصل مسألهء باز مىگردد و اين حقيقت را روشن مىسازد كه اسلام براى تمام نيازهاى زندگى بشر ، آنچه از احكام لازم بوده است تشريع كرده و چيزى فروگذار نكرده است . و به اين ترتيب مسألهء « ما لا نصّ فيه لا حكم فيه ، آنچه نصّى در آن وارد نشده حكمى ندارد » را از آنها مىگيرد و مىگويد : « خداوند سبحان مىفرمايد : ما هيچ چيزى را در قرآن فروگذار نكرديم و در قرآن بيان همه چيز آمده است ! » ( و اللّه سبحانه يقول : « ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ » و فيه تبيان لكلّ شيء » ) . « 1 »
--> ( 1 ) بايد توجّه داشت جملهء اوّل « ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ » عين همان چيزى است كه در آيهء 38 سورهء انعام آمده ، ولى جملهء دوّم ( فيه تبيان لكل شيء ) مضمون و محتواى آيهء 89 سورهء نحل است كه مىفرمايد : « وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ » نه اين كه عين همان جمله بوده باشد .