الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

612

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

نزديكى با حوادث سياسى و تاريخى بعد از رسول اللّه ( ص ) مىباشد و شرح اين ماجرا به گونه‌اى كه به درازا نكشد و از طرز بحثهاى ما خارج نشود چنين است : 1 - دوران حيات رسول اللّه ( ص ) پر از طوفانها و حوادث سخت اجتماعى و سياسى و نظامى بود و مجال زيادى براى مسلمين براى فرا گرفتن همهء احكام ، باقى نمىگذاشت ، هر چند اصول اساسى آنها در قرآن تبيين شده بود . 2 - بعد از رسول خدا ( ص ) كه جامعهء اسلامى به سرعت رو به گسترش مىرفت هر روز مسائل تازه‌اى در احكام فقهى اسلام پيدا مىشد و مسلمين با مسائل جديد بىشمارى رو به رو شدند كه در احاديث رسول اللّه ( ص ) پاسخ آن را نمىيافتند . افزون بر اين ، مخالفت شديد بعضى از خلفا ( عمر ) با نوشتن و نقل احاديث رسول اللّه ( ص ) « 1 » به گمان اين كه مزاحم نشر قرآن مىشود ، بسيارى از احاديث رسول اللّه را به بوتهء فراموشى سپرد و احساس كمبود منابع براى مسائل فقهى مورد نياز بيشتر مىشد ، و فقهاى اسلام و مخصوصا دستگاه خلافت كه دائما با مسائل فقهى جديد درگير بود در تنگناى سختى قرار گرفتند ، اگر بگويند اسلام براى اين مسائل مختلف اعم از حقوقى و جزايى و فردى و اجتماعى پاسخ ندارد ، چگونه با آيهء « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً » ، امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دين و آيين ( جاويدان ) شما برگزيدم و راضى شدم » « 2 » سازگار خواهد بود ؟

--> ( 1 ) مرحوم « علامهء امينى » در جلد 6 « الغدير » مدارك مشروح اين مسأله را از مهمترين كتب عامّه مانند « سنن ابن ماجه » و « سنن دارمى » و « مستدرك حاكم » در « تذكرة الحفاظ » و « كنز العمال » و غير آن تحت عنوان « نهى الخليفة عن الحديث » ذكر كرده و نشان داده كه چگونه عمر از نقل احاديث رسول اللّه ( ص ) نهى مىكرد و راويان حديث را حبس يا تهديد به تبعيد و ضرب مىنمود ، اين بحث بسيار عبرت‌انگيز و تأسف برانگيز است . ( 2 ) سورهء مائده ، آيهء 3 .