الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
613
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
آيينى كه خاتم تمام اديان است و از نظر مكان ، مخصوص به كشور و منطقهاى نيست ، بلكه جهانى و جاودانى است بايد پاسخگوى تمام نيازهاى مربوط به تمام مناطق جهان تا پايان دنيا باشد و با اين احاديث محدودى كه از رسول خدا نقل شده ، چگونه مىتوان همهء آنها را پاسخ گفت ؟ فراموش نكنيد كه اين تنگنا يا بنبست شديد ، از آن جا ناشى شد كه آنها توصيهء معروف و مسلّم پيامبر را در بارهء اين كه قرآن و اهل بيت را فراموش نكنند و دست از دامان اين دو بر ندارند تا هرگز گمراه نشوند « 1 » به دست فراموشى سپردند ، در حالى كه اگر اين توصيه به كار گرفته مىشد و احاديث امامان اهل بيت - عليهم السلام - همانند احاديث پيامبر پذيرفته مىشد ، هرگز چنين مشكلى پيش نمىآمد ، و درست به همين دليل پيروان مكتب اهل بيت ، در هيچ مسألهاى از مسائل فقهى احساس كمبودى نمىكنند ، و هزاران هزار حديث كه از آن بزرگواران نقل شده ، به فقهاى آنها اجازه مىدهد كه نظر اسلام را در هر يك از مسائل فقهى بيان كنند . 3 - سرانجام فقهاى اهل سنّت براى شكستن اين بنبست و تنگنا ناچار شدند به مسألهء « قياس » و « استحسان » و « اجتهاد » به معنى خاص و قانونگذارى از سوى فقها روى آورند . به اين ترتيب كه آمدند و مسائل را به دو بخش تقسيم كردند : مسائل « منصوص » و « ما لا نص فيه » ( مسائلى كه در كتاب و سنّت حكمى در بارهء آن وارد شده و مسائلى كه هيچ گونه حكمى در بارهء آنها نيست ) در مسائل « منصوص » مطابق « نص » فتوا
--> ( 1 ) در بارهء حديث « ثقلين » و تواتر آن در منابع حديثى اهل سنّت و شيعه و مدارك معروف آن از « صحيح مسلم » و « ترمذى » و « دارمى » و « مسند امام احمد » و « خصائص نسائى » و « مستدرك الصحيحين » و « سنن بيهقى » و غير اينها به طور مشروح در كتاب پيام قرآن ، جلد 9 ، بحث « ولايت و امامت عامّه در سنّت » سخن گفتهايم .