الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

588

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

كسانى كه تنها به حفظ كردن چند مادهء قانون دلخوش كرده‌اند و يا به مطالعهء سطحى بعضى از كتابهاى قضايى شرق و غرب بسنده نموده‌اند . اكنون ببينم اين جاهل بىخبر كه بر مسند قضاوت تكيه كرده در عمل چه مىكند ، امام ( ع ) در تبيين حال او چنين مىفرمايد : « در اين هنگام هر گاه با مسألهء مبهمى رو به رو گردد ، براى روشن ساختن آن ، افكار بيهوده و حرفهاى پوچ و توخالى را پيش خود آماده مىسازد ( و از اين مقدمات نادرست نتيجهء مىگيرد ) و به نتيجهء نادرست آن حكم مىكند ! » ( فان نزلت به إحدى المبهمات هيّا لها حشوا رثّا من رأيه ، ثمّ قطع به ) . تعبير به « حشوا رثّا من رأيه » - با توجّه به اين كه « حشو » به معنى اشياى زايد و بىفايده و « رثّ » به معنى كهنه و پوسيده است - گويى به اين نكته اشاره مىكند كه او نه اهل ابتكار است ، نه ذهن وقّاد و روشنى دارد و نه مىتواند ، دلايل مفيدى براى رسيدن به مقصود خويش گردآورى كند . سرمايهء او تنها يك مشت افكار زايد و بىارزش و كهنه و پوسيده است كه دائما بر آن تكيه دارد و همينهاست كه وسيلهء اظهار قطع و يقين و رأى دادن اوست ! بديهى است اين گونه مقدّمات باطل و فاسد هرگز يقين‌آور نيست ! او مردم را فريب مىدهد و اظهار يقين مىكند و به فرض كه يقين باشد چون در مقدّماتش راه خطا را از روى تقصير پوييده ، هرگز نزد خدا معذور نيست ! مشكلات قضايى مانند ساير مشكلات علمى و اجتماعى و سياسى ، هميشه از طريق بررسى مقدّمات صحيح و منطقى حل و فصل مىشود ، ولى آن كس كه هيچ گونه آشنايى با اين مقدمات صحيح ندارد و به مسائل باطلى دل بسته و روح خود را از آنها انباشته است ، نه تنها به نتيجهء صحيحى نمىرسد ، بلكه در وادى ضلالت حيران و سرگردان مىشود و ديگران را نيز به گمراهى مىكشاند ، و از همه بدتر اين كه هر چه در اين بيراهه‌ها جلوتر مىرود ، از واقعيتها دور تر مىشود !