الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
587
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
( حتّى اذا ارتوى من ماء آجن « 1 » ، و اكتثر من غير طائل « 2 » ، جلس بين النّاس قاضيا ضامنا لتخليص ما التبس على غيره ) . آرى اين مرد نادان و گمراه و عالمنما كه سرمايهء علمى او يك مشت اشتباهات و يا مسائل بيهوده است و مغز و روح او انباشته از آبهاى گنديدهء حبّ دنيا و علاقه به زرق و برق عالم مادّه است ، تكيه بر جايى مىزند كه جز انبيا و معصومين و جانشينان به حقّ آنها كسى نمىتواند بر آن جا بنشيند . همانطور كه در حديث معروف وارد شده است كه على ( ع ) خطاب به « شريح قاضى » فرمود : « يا شريح قد جلست مجلسا لا يجلسه نبىّ او وصىّ نبىّ او شقىّ ، اى شريح ! بر جايى نشستى كه در اين جا جز پيامبر يا وصى پيامبران يا شقى نمىنشيند ! » . « 3 » از آن بدتر اين كه او ادّعايى بزرگ دارد كه من مىخواهم حقايقى را كه از ديگران مكتوم مانده است ، واضح و آشكار سازم و هميشه جاهلان عالمنما از اين ادّعاهاى بزرگ و بلندپروازيهاى احمقانه داشته و دارند ! بعضى از شارحان « نهج البلاغه » ، بر اين كلام امام چنين افزودهاند كه نه تنها در آن زمان ، كه در عصر ما هم در ميان كسانى كه بر مسند قضاوت تكيه زدند از اين جاهلان عالمنما و آلودگان به زرق و برق دنيا كم نيستند ! همان گروهى كه اگر حق و عدالت باشد بايد همراه مجرمان در قعر زندانها به سر برند ! و اين خود يكى از مشكلات بزرگ دستگاههاى قضايى عصر ماست . « 4 »
--> ( 1 ) « آجن » به معنى آب گنديده است . ( 2 ) « طائل » از مادهء « طول » ( بر وزن قول ) به معنى فايده و امتداد است و « من غير طائل » به معنى بىفايده و بيهوده است . ( 3 ) « وسائل » ، جلد 17 ، صفحهء 37 ( روشن است وصىّ پيامبران در اين جا مفهوم گستردهاى دارد كه عالمان عادلى كه در خط پيامبران هستند را نيز شامل مىشود ) . ( 4 ) شرح « نهج البلاغهء مرحوم مغنيه » ، جلد 1 ، صفحهء 144 .