الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

57

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

« امام سجاد على بن الحسين زين العابدين » ( ع ) نقل شده است ، نيز گفته‌اند . بىشك هر كس در خطبه‌هاى نهج البلاغه و ساير محتويات آن دقّت كند و در مضامين آن دقيق شود و به گوشه‌اى از اسرار آن پى برد اعتراف خواهد كرد كه اينها كلمات يك انسان عادى نيست اينها سخنانى است كه حتما از پيامبر ( ص ) يا امام معصومى بايد صادر شده باشد و به تعبير بزرگان علماى شيعه و اهل سنّت كه در عبارات گذشته آمد برتر از كلام مخلوق و پايين‌تر از كلام خالق است . بنا بر اين به مقتضاى « آفتاب آمد دليل آفتاب » محتواى نهج البلاغه دليلى بر اعتبار سند آن و صادر شدن معصوم ( ع ) است و چون تنها معصومى كه به او نسبت داده شده على ( ع ) است يقين داريم كلام اوست . چه كسى احتمال مىدهد كه يك فرد عادى و يا دانشمند ، آنها را جعل كرده باشد و به على ( ع ) نسبت داده باشد ؟ ! كسى كه بتواند چنين كارى را بكند و يا حتى عشرى از اعشار آن را ابداع و انشا نمايد ، چرا به خودش نسبت ندهد كه افتخارى براى او در تمام جهان باشد ؟ افزون بر اين با شناختى كه از « سيّد رضى » و شخصيت و وثاقت و بزرگى مقام او داريم مىدانيم تا در منابع معتبرى آن را نديده باشد اين گونه قاطعانه به على ( ع ) نسبت نمىدهد . او هرگز نمىگويد از امير مؤمنان ( ع ) روايت شده بلكه به طور قطع مىگويد از خطبه‌هاى آن حضرت ، از نامه‌هاى آن حضرت ، از كلمات قصار آن حضرت است . چگونه ممكن است دانشمندى با اين قاطعيّت سخنانى را به پيشواى معصومش نسبت دهد بىآن كه اسناد معتبرى براى آن پيدا كرده باشد ؟ ! از اين گذشته كتابهاى زيادى قبل از « سيّد رضى » نوشته شده است كه بسيارى از خطبه‌ها و نامه‌ها و كلمات قصار نهج البلاغه يا غالب آنها در آن كتب آمده است و اين به خوبى نشان مىدهد كه اين كلمات قبل از « سيّد رضى » نيز در ميان دانشمندان و راويان حديث و گاه در ميان توده‌هاى مردم مشهور و معروف بوده