الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
561
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
راه استفاده كرد ، همان گونه كه قرآن مجيد مىگويد : « وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ » ، سرانجام نيك براى پرهيزكاران است » . « 1 » سپس امام ( ع ) به سرنوشت مدّعيان باطل امامت و پيشوايى مردم پرداخته ، ضمن چهار جمله وضع آنها را روشن مىسازد . مىفرمايد : « آن كس كه به ناحق ادّعا ( ى امامت و ولايت ) كند ، هلاك مىشود ( زيرا هم خودش گمراه است و هم ديگران را به گمراهى مىكشاند ) » ( هلك من ادّعى ) . « و آن كس كه با دروغ و افترا بر خدا و پيامبر ( ص ) ، چنين مقامى را طلب كند ، محروم مىگردد و به جايى نمىرسد ! » ( و خاب « 2 » من افترى ) . « و آن كس كه با ادّعاهاى باطل به مبارزه با حق برخيزد و در برابر آن قد علم كند ، هلاك خواهد شد ! » ( من ابدى صفحته « 3 » للحقّ هلك ) . « و در نادانى انسان همين بس كه قدر خويش را نشناسد ! ( و از گليم خود پا فراتر نهد و ادّعاى مقامى كند كه شايستهء آن نيست . ) » ( و كفى بالمرء جهلا الّا يعرف قدره ) . اين احتمال نيز وجود دارد كه جملههاى چهارگانهء فوق تنها ناظر به مسألهء امامت كه اين خطبه ناظر به آن است نباشد ، بلكه معنى وسيعترى را دنبال كند كه هر گونه ادّعاى باطل چه در زمينهء امامت يا در زمينههاى ديگر را شامل شود و در واقع هشدارى است به مدّعيان باطل كه اين راه خطرناك و موجب هلاكت و شقاوت و بدبختى را كه ناشى از جهل و نشناختن قدر و منزلت خويش است نپويند . بعضى از شارحان نهج البلاغه براى جملهء ( من ابدى صفحته للحقّ هلك )
--> ( 1 ) سورهء اعراف ، آيهء 128 . ( 2 ) « خاب » از مادهء « خيبه » به معنى بىفايده بودن و محروم شدن است ، به همين دليل به سنگ آتشزنهاى كه جرقّه نمىزند « خيّاب » مىگويند و « خاب » در اين جا به معنى محروم شدن و به نتيجه نرسيدن است . ( 3 ) « صفحه » در اصل به معناى عرض چيزى است و گاه به معنى صفحهء صورت مىآيد و « مصافحه » آن است كه « صفحه » ( كف دستها ) را به هم بدهند .