الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
510
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
اين سخن اشارهاى است به آنچه در روايات ديگر آمده است از جمله در حديثى كه مرحوم « كلينى » در كافى از « ابو الحسن امام هادى » ( ع ) نقل مىكند آمده است كه حضرت به يكى از ياران خود به نام « جعفرى » فرمود چرا تو را نزد « عبد الرحمن بن يعقوب » ديدم ( عبد الرحمن بن يعقوب يكى از منحرفان عقيدتى بود ) ؟ او عرض مىكند : « عبد الرحمن » دايى من است . فرمود : مگر نمىدانى كه او در بارهء خداوند سخن بسيار بدى مىگويد و او را به صفات مخلوقات توصيف مىكند در حالى كه چنين نيست ، سپس فرمود : يا نزد او باش و ما را ترك كن يا با ما بنشين و او را ترك نما ! « جعفرى » مىگويد : او هر چه مىخواهد بگويد ، وقتى من با او هم عقيده نباشم چه گناهى بر من است ؟ حضرت فرمود : اما تخاف ان تنزّل به نقمة فتصيبكم جميعا ، آيا نمىترسى كه بلايى بر او نازل شود و همهء شما را در بر بگيرد » ؟ « 1 » به همين دليل هنگامى كه فساد - مخصوصا فساد عقيدتى - محيطى را فرا گيرد و مؤمنان نتوانند با آن مقابله كنند و بيم آلودگى آنان برود بايد از آن محيط هجرت كنند و فلسفهء هجرت مسلمانان در آغاز اسلام نيز ، درست همين معنى بود . تعبير به « مرتهن بذنبه ، در گرو گناه خويش است » اشاره به اين است كه گناه انسان را اسير خود مىسازد و گويى به گروگان مىگيرد و رها نمىكند همان گونه كه در قرآن مجيد آمده است : « كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ » ، هر انسانى در گرو اعمال خويش است » . « 2 »
--> ( 1 ) اصول كافى ، جلد 2 ، صفحهء 375 ، باب « مجالسة اهل المعاصى » . در اين باب روايات متعدد ديگرى نيز به اين مضمون ديده مىشود . ( 2 ) سورهء مدثر ، آيهء 38 .