الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
471
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
مىخواهد تمام « شام » را در اختيارشان گذارد . « 1 » « طلحه و زبير » به خاطر جاهطلبى كه داشتند پيمان مؤكّد خود را با امام شكستند و « زبير » در توجيه اين كار گفت : « من تنها با دست خود بيعت كردم ، نه با دل » ! امام در اين سخن پاسخ دندانشكنى به او مىدهد پاسخى كه در تمام محافل حقوقى دنياى ديروز و امروز مورد قبول است و يك اصل اساسى در مسائل قضايى محسوب مىشود ، مىفرمايد : « او ادّعا مىكند كه با دست خود بيعت كرد و هرگز با قلبش بيعت ننموده است » ( يزعم انّه قد بايع بيده ، و لم يبايع بقلبه ) . سپس مىافزايد : « او با اين سخنش اقرار به بيعت مىكند و ادّعاى يك امر باطنى بر خلاف ظاهر بيعت دارد » ( فقد اقرّ بالبيعة ، و ادّعى الوليجة « 2 » ) . در واقع اين سخن او تركيبى است از اقرار و ادّعا ، اقرارش مسموع و مقبول است و امّا در مورد ادّعا بايد اقامهء دليل كند . لذا به دنبال آن امام مىفرمايد : « او بايد قرينهء قابل قبولى كه بر اين امر گواهى دهد اقامه كند ( و اثبات نمايد در شرايطى بوده كه از روى اجبار و اكراه ، اين بيعت انجام شده و قلب او با دست و زبانش هماهنگى نداشته ) در غير اين صورت بايد دوباره به آنچه از آن خارج شده باز گردد و نسبت به بيعتش وفادار باشد » ( فليأت عليها بامر يعرف ، و الّا فليدخل فيما خرج منه ) . بسيارى از مردم ديده بودند كه « طلحه » و « زبير » با ميل خود نزد امام آمدند و بيعت كردند ، آنها جزء نخستين افراد بودند و اين امر در مسجد انجام گرفت ، اين بيعت از هر نظر قابل قبول است و اگر كسى مىخواهد غير آن را ادّعا كند بايد دليل
--> ( 1 ) شرح ابن ابى الحديد ، جلد 1 ، صفحهء 231 . ( 2 ) « وليجة » از مادهء « ولوج » به معناى دخول است ، و گاه به ورود مخفيانه اطلاق مىشود و به كسى كه محرم اسرار است وليجه مىگويند و در خطبهء بالا به معناى يك امر پنهانى و درونى آمده است .