الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

444

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

بگيرم ، اين سياه دلان بىخبر ايرادى مطرح مىكنند ، مىفرمايد : « اگر در بارهء خلافت و شايستگىام نسبت به آن و عدم شايستگى ديگران سخن بگويم و به افرادى كه به سراغم مىآيند پاسخ مثبت بدهم مىگويند : او نسبت به حكومت و زمامدارى بر مردم حريص است ، و اگر دم فرو بندم و ساكت بنشينم خواهند گفت از مرگ مىترسد » ( فان اقل يقولوا : حرص على الملك و ان اسكت يقولوا : جزع من الموت ) . آرى ! اين شيوهء هميشگى نابخردان و لجوجان است كه مردان خدا دست به هر كارى بزنند ايرادى بر آن مىگيرند و حتّى از تناقض‌گويى و پريشان‌بافى در اين زمينه ابايى ندارند ! قيام كنند ايراد مىگيرند ، قعود كنند اشكال مىكنند ، تلاش كنند خرده‌گيرى مىكنند ، نسبت به مسائل بىاعتنا باشند سخن ديگرى مىگويند و به همين دليل مؤمنان راستين هرگز گوششان بدهكار اين گونه سخنان ضدّ و نقيض نيست ! اين همان است كه در حديث معروف از امام صادق ( ع ) نقل شده است كه : « انّ رضى النّاس لا يملك و ألسنتهم لا تضبط ، خشنودى همهء مردم به دست نمىآيد و زبانهايشان هرگز بسته نمىشود » ! « 1 » شبيه همين معنى در خطبهء 172 نيز آمده است كه مىفرمايد : بعضى به من گفتند اى فرزند ابو طالب تو نسبت به حكومت حريص هستى و من پاسخ دادم به خدا سوگند شما حريص‌تريد ! من حقّى را كه شايستهء آنم مىطلبم و شما مانع مىشويد ( امّا شما مقامى را مىطلبيد كه هرگز شايستهء آن نيستيد و انگيزه‌اى جز دنياطلبى نداريد ) ! سپس در ادامهء اين سخن به پاسخ كسانى مىپردازد كه سكوت او را به ترس از مرگ نسبت مىدادند ، مىفرمايد : « عجيب است بعد از آن همه حوادث گوناگون

--> ( 1 ) « بحار الانوار » ، جلد 67 ، صفحهء 2 و « تفسير نور الثقلين » ، جلد 1 ، صفحهء 405 .