الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
408
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
دست واجب نبود . « 1 » البته آنچه در بالا ذكر شد مضمون روايت مرسلهاى است كه از كيدرى نقل شده است و صحّت سند حديث ثابت نيست ، لذا در پارهاى از فروع مذكور در اين حديث ، گفتگوهايى از نظر فقهى وجود دارد . 3 - ويژگيهاى خطبهء شقشقيّه در يك جمعبندى نهايى به اين جا مىرسيم كه « خطبهء شقشقيّه » با محتواى خاصّ خود در ميان « خطبههاى نهج البلاغه » كم نظير يا بىنظير است و اين نشان مىدهد كه « على » ( ع ) در شرايط خاصّى آن را بيان فرموده ، تا واقعيّتهاى مهم مربوط به خلافت پيامبر اسلام ( ص ) به فراموشى سپرده نشود و براى ثبت در تاريخ هميشه بماند و صراحت فوق العادهاى كه « على » ( ع ) در اين خطبه به خرج داده است براى همين منظور است ، زيرا نبايد واقعيّتها ، فداى ملاحظات گوناگون شود و تعصّبها گرد و غبار فراموشى بر آن بپاشد . على ( ع ) در اين خطبه امور زير را روشن فرموده است : 1 - شايستگى اولويّت خود را نسبت به مسألهء خلافت به وضوح بيان كرده ، اين همان واقعيّتى است كه تقريبا همهء محقّقان اسلامى و غير اسلامى در آن متّفقند ، حتّى « معاويه » سرسختترين دشمن « على » ( ع ) به افضليت او اعتراف داشت . « 2 »
--> ( 1 ) شرح نهج البلاغه ابن ميثم بحرانى ، جلد 1 ، صفحهء 269 و مستدرك ، جلد 7 ، صفحهء 55 . ( 2 ) اين معنى ، در نامهء معروفى كه « معاويه » در پاسخ به نامه « محمّد بن ابى بكر » به « مصر » فرستاد و در بسيارى از منابع اسلامى از جمله « مروج الذّهب » آمده است ، منعكس مىباشد . او با صراحت مىگويد : « من و پدرت - يعنى ابو بكر - فضل و برترى على بن ابى طالب را اعتراف داشتيم و حق او را بر خود لازم مىديديم . . . ولى هنگامى كه پيامبر چشم از جهان فرو بست نخستين كسانى كه با او به مخالفت پرداختند و حقّ او را گرفتند پدرت و فاروقش ( عمر ) بودند . « مروج الذهب ، جلد 3 ، صفحهء 12 ) - يعقوبي نيز در تاريخ خود با صراحت مىگويد : « و كان المهاجرون و الانصار لا يشكّون فى علىّ ( ع ) ، مهاجران و انصار كمترين شكّى در خلافت على ( ع ) و شايستگى او نداشتند » ( تاريخ يعقوبى ، جلد 2 ، صفحهء 124 ) .