الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
379
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
بخش چهارم فما راعني الّا و النّاس كعرف الضّبع الىّ ينثالون علىّ من كلّ جانب ، حتّى لقد وطئ الحسنان ، و شقّ عطفاى ، مجتمعين حولى كربيضة الغنم . فلمّا نهضت بالامر نكثت طائفة ، و مرقت اخرى ، و قسط آخرون : كانّهم لم يسمعوا كلام اللّه يقول : « تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ » بلى ! و اللّه لقد سمعوها و وعوها ، و لكنّهم حليت الدّنيا فى اعينهم ، و راقهم زبرجها . ترجمه چيزى مرا نگران نساخت جز اين كه ديدم ناگهان مردم همچون يالهاى انبوه و پرپشت « كفتار » به سوى من روى آوردند و از هر سو گروه گروه به طرف من آمدند تا آنجا كه ( نزديك بود دو يادگار پيامبر ( ص ) ) « حسن و حسين » پايمال شوند و ردايم از دو طرف پاره شد . و اينها همه در حالى بود كه مردم همانند گوسفندانى ( گرگ زده كه دور چوپان جمع شوند ) در اطراف من گرد آمدند ، ولى هنگامى كه قيام ، به امر خلافت كردم ، جمعى پيمان خود را شكستند و گروهى ( به بهانههاى واهى سر از اطاعتم پيچيدند و ) از دين خدا بيرون پريدند و دستهء ديگرى راه ظلم و طغيان را پيش گرفتند و از اطاعت حق سر بر تافتند ، گويى كه آنها اين سخن خدا را نشنيده بودند كه مىفرمايد : « سراى آخرت را تنها براى كسانى قرار مىدهيم كه نه خواهان برترىجويى و استكبار در روى زمينند و نه طالب فساد ، و عاقبت ( نيك ) براى پرهيزگاران است » ! آرى به خدا سوگند ! آن را شنيده بودند و خوب آن را حفظ داشتند ولى زرق و برق دنيا چشمشان را خيره كرده و زينتش آنها را فريفته بود .