الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
372
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
گواهى دادند . . . و نيز « سعيد بن عاص » را پس از « وليد » فرماندار « كوفه » ساخت . سعيد اعتقاد داشت كه « عراق » باغ « قريش و بنى اميّه » است ، كه « مالك اشتر » در پاسخ وى گفت : « تو گمان مىكنى سرزمين عراق كه خداوند آن را به وسيلهء شمشير ما مسلمانان فتح نموده ، مربوط به تو و اقوام توست ! » اين معنى به درگيرىهايى ميان « اشتر » و « طايفهء نخع » از يك سو و « رئيس شرطه » از سوى ديگر انجاميد و تدريجا صداى اعتراض مردم بر ضدّ « سعيد » و سپس بر ضدّ « عثمان » بلند شد . « عثمان » به جاى اين كه مردم « كوفه » را از طريق صحيحى آرام كند ، دستور تبعيد رهبران شورش را به « شام » صادر كرد كه عدّهاى از بزرگان « كوفه » از جمله « مالك اشتر » و « صعصعة بن صوحان » را به شام تبعيد نمود . در سال يازدهم خلافت او ، عدّهاى از ياران پيامبر ( ص ) گرد هم آمدند و ايرادهاى مختلفى را كه به عثمان داشتند به وسيلهء « عامر بن عبد قيس » كه مردى عابد و خداشناس بود به او رساندند ، « عثمان » به جاى اين كه برخورد منطقى با او كند ، پاسخ اهانت آميزى به او داد . وضع در « مدينه » نيز بحرانى شد و پايتخت اسلام براى شورش آمادگى پيدا كرد ، « عثمان » گروهى از يارانش مانند « معاويه » و « سعيد بن عاص » را دعوت كرد و با آنها به مشورت نشست ، بعضى صلاح در اين ديدند كه : « عثمان » مردم را به جهاد مشغول كند و بعضى از او خواستند : مخالفان را سركوب و نابود كند و بعضى : او را دعوت به بذل و بخشش از بيت المال - براى فرو نشاندن خشم مردم - كردند ، تنها يك نفر حقيقت مطلب را به او گفت كه : تو « بنى اميّه » را بر گردن مردم سوار كردهاى ، يا عدالت پيشه كن يا از خلافت كنارهگيرى نما ! « عثمان » نظريّهء سرگرمى مردم را به جهاد پذيرفت و دستور داد آنها را براى جهاد مجهّز سازند ( ولى كار از كار گذشته بود و اين تدبير سودى نداشت ) . در سنهء 35 هجرى ( سال آخر حكومت عثمان ) مخالفان او و « بنى اميّه » با