الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
185
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
براى آدم سجده كنيد ! همه سجده كردند جز ابليس ! « اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ » . « 1 » به گفتهء بعضى از شارحان نهج البلاغه اين امر شايد به خاطر آن بوده كه اگر بدون مقدّمه چنين دستورى به فرشتگان داده مىشد تعجّب مىكردند و شايد در اطاعت اين فرمان سست مىشدند ، ولى خداوند ، از قبل ، آنها را براى اين امر آماده كرد تا نشان دهد اوامر مهم بايد با مقدّمهچينيهاى لازم صورت گيرد ، سپس انگيزهء مخالفت ابليس را چنين بيان مىفرمايد : « خشم و غضب و كبر و نخوت او را فرا گرفت و شقاوت و بدبختى بر وى غلبه كرد ، به آفرينش خود از آتش افتخار نمود و خلقت آدم را از گل خشكيده ، سبك شمرد » ( اعترته الحميّة « 2 » و غلبت عليه الشّقوة و تعزّز بخلقه النّار و استوهن خلق الصّلصال ) . در واقع عامل اصلى ، از يك نظر ، آلودگى درون او بود كه از آن تعبير به شقوت شده و از نظر ديگر كبر و غرور و تعصّب و خودخواهى كه زاييدهء اين آلودگى درون بود ، بر فكر او غلبه كرد و همين امر سبب شد كه واقعيتها را نبيند ، آتش را برتر از خاك پندارد ، خاكى كه منبع تمام بركات و فوايد و منافع است و اصولا علم و دانش خود را برتر از حكمت خدا بشمرد . البتّه اين گونه داوريها براى افرادى كه گرفتار اين گونه حجابها مىشوند شگفتآور نيست ، گاه انسان خودخواه و محجوب به حجاب غرور ، كوهى را كاه و كاهى را كوه مىبيند و بزرگترين متفكّران جهان به هنگام گرفتارى در چنگال غرور و خودخواهى ،
--> ( 1 ) سورهء بقره ، آيهء 34 . ( 2 ) « حميّة » از مادّهء « حمى » ( بر وزن نهى ) در اصل به معناى حرارتى است كه از آفتاب و آتش و موادّ ديگر و يا از درون بدن انسان توليد مىشود و گاه از قوّهء غضبيّه تعبير به « حميّت » مىكنند چرا كه در آن حالت انسان بر افروخته و داغ مىشود و به حالت تب كه مايهء گرمى بدن است « حمّى » گفته مىشود .