الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

121

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

از سوى ديگر علم خداوند به اصطلاح « علم حصولى » نيست يعنى نقش و صورت ذهنى اشيا در ذات او منعكس نمىشود ، چرا كه او مانند مخلوقات « ذهن » ندارد و علمش از طريق انعكاس صورت موجودات نيست بلكه علم او « علم حضورى » است ، يعنى وجود مخلوقات نزد او حاضر است و مىدانيم علم حضورى در مورد اشيايى كه هنوز به وجود نيامده معنى ندارد ، حتى اين اشكال در بارهء موجوداتى كه در گذشته محو و نابود گشته‌اند نيز قابل طرح است ، اگر ما از آنها آگاه هستيم به خاطر صورتهاى ذهنى و خاطره‌هايى است كه در درون جان ما از آنها نقش بسته ، اما كسى كه ذهن و خاطره و نقش درونى ندارد و ذات پاكش محلّ حوادث نيست ، چگونه مىتواند از آنها آگاه و با خبر باشد ؟ ! به عنوان مثال : صورت فرعون و يارانش متلاشى شده است و تاريخ آنها نيز گذشته ، ما تنها مىتوانيم تصويرى از آنها در ذهنمان حاضر كنيم امّا خداوند كه علمش اين گونه نيست چگونه به آنها آگاهى دارد ؟ آيا مىتوان گفت او نسبت به گذشته آگاه نيست ؟ يا از آينده خبر ندارد ؟ هرگز ! پس اگر آگاه است چگونه آگاهى دارد ؟ اين مسألهء پيچيده ، فلاسفه و علماى كلام را سخت به تكاپو افكنده و پاسخهاى متعدّدى براى آن انديشيده‌اند كه ما در اين بحث مىتوانيم اشاره‌هاى گذرايى به آن داشته باشيم : 1 - خداوند هميشه به ذات پاك خود كه علّت همهء اشياست آگاه بوده و هست و به تعبيرى ديگر ذات او نزد ذاتش ، برترين حضور را دارد و اين علم به ذات خويش يك علم اجمالى به همهء حوادث و موجودات عالم قبل از ايجاد و بعد از ايجاد است . توضيح اين كه اگر ما به علّت اشيا دقيقا آگاهى داشته باشيم ، اين آگاهى موجب آگاهى به نتيجه و معلول آنها نيز خواهد بود . چرا كه هر علّتى تمام كمالات معلول و بالاتر از آن را دارد و از آنجا كه خداوند علّت همهء اشياست و به ذات