الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
518
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
چنين و چنان كردى شكر تو چگونه كرد ؟ گفت : « بدانست كه آن از جهت من است و دانستن وى شكر من بود » . عمل شكر به دل آن است كه همه خلق را خير خواهد و در نعمت بر هيچ كس حسد نكند . عمل به زبان آن است كه با زبان شكر او گويد و الحمدلله زياد بر زبان آرد . عمل به تن آن است كه هر نعمتى را در جاى خود مصرف كند ، خواه آن نعمت اعضاء و جوارح باشد خواه غير آن . « 1 » علت عدم شكرگزارى مردم علماى اخلاق دو سبب ذكر كردهاند : 1 - جهل . 2 - غفلت . 1 - جهل دارند يا به اصل نعمت و بعضى چيزها را نعمت ندانند و يا فكر مىكنند ، شكر فقط با زبان است و گمان مىكنند اگر مثلا شكر صحت و سلامتى اعضاء و جوارح خود را كردند كفايت مىكند و مىتوانند ديگر هر استفادهاى كه بخواهند از آنها ببرند ، گرچه مورد رضايت مُنعم و خداوند يگانه نباشد . 2 - غفلت از نعمت دارد ، هر نعمت عمومى را گرچه مىداند نعمت است ، ولى نعمت نمىشمارد و غافل است و حق آن را بجا نمىآورد . به نَفَسى كه مُمِّد حيات است و مُفرّح ذات بىتوجه است ، مگر اينكه در دود و دَم گرفتار شود آن وقت قدر آن داند ، تا عضوى از او درد نكند قدر آن عضو نداند و اين همچون بندهاى مىماند كه تا وى را نزنند ، قدر نعمت نداند » : « قدر حيات را نمىداند ، مگر اينكه به قبرستان رود و ببيند كه مردگان در آرزوى يك روز عمرند ، تا تقصيرهاى خود را با آن جبران كنند ، آنها در حسرت روزى و او در مَسرّت روزها است و قدر نمىداند .
--> ( 1 ) . مىتوانيد به كيمياى سعادت ، جلد 2 ، صفحه 358 تا 362 مراجعه نمائيد و همينطور به محجة البيضاء ، جلد 7 ، بحث شكر . .