الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

49

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

روزگار بىنياز مىكند ، حلم جمال مرد و پوشاننده عيوب او است . ثمرات حلم در روايات ثمرات زيادى براى حلم شمرده شده است كه از جمله : سيادت ، سلامت ، پيروزى بر خصم و مشكلات ، خاموشى آتش غضب ، كثرت ياران ، يارى مردم و طرفدارى آنها از حليم در مقابل جاهل ، مصاحبت نيكان ، رفع ذلت و پستى ، ميل به امور خير ، نزديك شدن به درجات عالى انسانيت ، عفو و گذشت ، سكوت و غيره . « 1 » نمونه‌هائى از سرگذشت بردباران ( حلماء ) قبلا نمونه‌هائى از حلم بزرگان دين را ذكر كرديم ، و حال چند نمونه ديگر را متذكر مىشويم ، شايد مايه درس‌آموزى ما غافلان باشد : 1 - در احوالات امام حسن ( عليه السلام ) آمده كه روزى مردى از شام كه تحت تأثير تبليغات بنىاميه قرار گرفته بود ، در كوچه‌هاى مدينه به حضرت رسيد ، و بدون تأمل ، شروع به دشنام دادن و ناسزا گفتن به حضرت كرد ، « 2 » حضرت سكوت كرده ، تا خوب عقده‌هايش خالى شد ، سپس فرمودند : « من فكر مىكنم تو در اين شهر غريب

--> ( 1 ) . روايات ثمرات حلم را در ميزان الحكمه ، جلد 2 ، صفحه 515 مطالعه فرمائيد . ( 2 ) . قابل توجه است كه شام در زمان خلافت عمر فتح شد ، نخستين كسى كه حكومت شام را در اسلام به او دادند ، يزيد بن ابوسفيان بود ، دو سال حكومت كرد ، و مرد و پس از آن برادرش معاوية بن ابىسفيان متصدى حكومت اين استان پرنعمت شد ؛ بيست سال حكومت شام را او عهده‌دار بود ، و حتى در زمان عمر كه زود به زود عزل و نصبها صورت مىگرفت ، او بر جاى خود ثابت بود ، پس از بيست سال به فكر افتاد كه خلافت كلّ مسلمين را بدست گيرد و پس از خونريزىهاى زياد بالاخره به آرزوى خود رسيده و بيست سال ديگر خليفه بود ، به اين جهات مردم شام از اولين روزى كه چشم به جهان اسلام گشوده بودند ، زير دست امويان بودند ، و عداوت و خصومت امويان با هاشميان بر كسى پوشيده نيست ، بنابراين مردم شام نام اسلام را با دشمنى على ( عليه السلام ) با هم قبول كردند و گويا دشمنى آل‌على ( عليه السلام ) از اركان دين آنها بود و اين بود كه خلق و خوى شاميان اين گونه معروف شد . .