الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
41
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
تحت تأثير غضب قرار مىگيرد و تصميمگيرى براى آن مشكل است ، بايد صبر كرد تا از حوزه عصبانيت خارج شد و سپس تصميم گرفت . در حديثى از على ( عليه السلام ) آمده است كه قنبر غلام حضرت روزى از طرف نادانى مورد اهانت واقع شد ، قنبر ناراحت شد ، آمد جواب دهد ، مولى على ( عليه السلام ) فرمودند : « مَهلا يا قَنْبَر دَع شاتِمك مِهاناً ترضَ الرحمن و تسخَط الشيطان و تعاقب عدوَك فَوَ الذّى فَلَقَ الحبَّةَ وَ بَرءَ النَّسَمَة ما ارْضَى المؤمِنُ رَبَّه بمِثْل الحلم و لا اسْخَط الشيطان به مثل الصمت و لا عوقب الاحمق به مثل السكوت » : « آهسته قنبر ، دشنام دهنده خود را از روى بىاعتنائى رها كن تا پروردگار را خشنود و شيطان را غضبناك كنى ، و دشمنت را عقوبت ( زيرا عقوبتى براى او بهتر از بىاعتنائى نيست ) قسم به خدائى كه دانه را شكافت ، و انسانها را خلق كرد ، مؤمن راضى نمىكند ، پروردگارش را به مثل حلم و ناراحت نمىكند شيطان را به مثل سكوت ، و احمق و نادان هم عقوبت نمىبينند به مثل سكوت » . « 1 » قسم حضرت به ايجاد كننده دو لحظه حساس كه اوج قدرت و نمايش الهى است ، حاكى از اهميت مسئله است ، باز شدن دانه و شكسته شدن دژ محكم پوسته توسط جوانه لطيف ، و خلقت اعجابآور انسان ، بسيار پرمفهوم و پرمعنا است ، يعنى آن خدائى كه چنين قدرتى دارد ، از هيچ چيز مثل حلم خوشنودتر نمىشود ؛ چنان كه دشمن او شيطان هم از هيچ چيزى به مثل سكوت در برابر نادان ملول و ناراحت نمىگردد . كارآئى و نقش بردبارى معمولا انسان در تبليغ و سخن و عمل مقابل نادانهاو بى خبرانى قرار مىگيرد كه عكس العملهاى ناشايسته دارند ؛ اگر انسان بخواهد با آنها مقابله به مثل كند ،
--> ( 1 ) . سفينة البحار ، جلد 1 ، صفحه 300 ، ماده حلم . .