الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
405
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
2 - علاج عملى - عمده آن انصراف و منحرف كردن نفس در ابتداى پيدايش اين حالت است ، زيرا كه آتش را در مراحل ابتدائى به راحتى مىتوان مهار كرد ، تا اين شعله بيشتر مشتعل نشده خود را به وسائلى منصرف كند ، يا به رفتن از آن محل ، يا به تغيير حالت ، اگر نشسته است برخيزد و اگر ايستاده است بنشيند ، يا به ذكر خداى مشغول شود ، بلكه بعضى ذكر خدا را در حال غضب واجب دانستهاند . در نزد امام باقر ( عليه السلام ) سخن از غضب به ميان آمد ، فرمودند : « همانا انسان غضبناك مىشود و راضى نمىشود تا داخل آتش شود ، پس هر كسى كه غضب بر كسى كرد و ايستاده است زود بنشيند ، زيرا اين عمل موجب رفتن وسوسه شيطان از او مىشود . . . » . « 1 » ب - براى معالجه اساسى غضب نيز فرمودهاند : بايد ريشه غضب را جستجو كرده و با آن مبارزه نمود ، گاهى عجب ، افتخار ، تكبر ، لجاجت ، مزاح ، و غيره است ولى عمده آنها به دو چيز برمىگردد : يكى حبّ نفس است ، كه از آن حبّ مال و جاه و شرف و حبّ نفوذ اراده و بسط قدرت توليد مىشود ، و اينها نوعاً اسباب هيجان آتش غضب مىگردد ، زيرا انسانى كه داراى اين چنين محبتهائى است ، به اين امور خيلى اهميت مىدهد ، و موقعيت اينها در قلبش بزرگ است و اگر مختصر مزاحمتى در يكى از اينها برايش پيش آمد كند و يا احتمال مزاحمت دهد ، بى موقع غضب كند و جوش و خروش نمايد و مالك نفس خود نشود ولى اگر تمايلش چندان شديد نباشد ، به اين امور اهميت ندهد و سكونت نفس و طمأنينه حاصل از ترك حبّ جاه و شرف و ساير شُعَبات آن نگذرد نفس بر خلاف رويه و عدالت قدمى گذارد . و انسان بى تكلّف و زحمت در مقابل ناملايمات بردبارى كند و عنان صبرش گسيخته نشود و اگر حبّ دنيا از دلش ريشهكن شود و قلع اين ماده فساد بكلّى شود ، تمام مفاسد نيز از قلب
--> ( 1 ) . همان مدرك ، حديث 2 . .