الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

406

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

هجرت كند و تمام محاسن اخلاقى در مملكت روح وارد گردد . و سبب ديگر از مهيجات غضب آن است كه انسان غضب و مفاسد حاصل از آن را كه از اعظم قبائح و نقايص و رذائل است ، به واسطه جهل و نادانى ، كمال گمان كند و از محاسن شمرد ، چنانچه بعضى از جهّال آنها را از جوانمردى و شجاعت و شهامت و بزرگى دانند و از خود تعريف‌ها و توصيفها كنند كه ما چنين و چنان كرديم و شجاعت را كه از اعظم صفات مؤمنين است ، با اين صفت زشت اشتباه كند بايد بداند كه شجاعت غير از اين رذيله است و موجبات و مبادى و آثار و خواص آن نيز غير آن است . مبدأ شجاعت قوت نفس و طمأنينه آن و اعتدال و ايمان و قلّت مبالات به زخارف دنيا و پست و بلند آن است ولى غضب از ضعف نفس و سستى ايمان و عدم اعتدال مزاج و محبت دنيا و خوف از دست رفتن لذائذ دنيوى است و در مورد آثار نيز ، فردِ غضبناك در حال شدت و فوران غضب مثل ديوانه‌ها ، عنان گسيخته شده و چون حيوانات درنده گشته و بدون ملاحظه عواقب امور و بدون رويه و حكم عقل حمله كند و افعال و اطوار زشت و قبيح از او صادر شود ، مالك زبان و دست و پا و سائر اعضاى خود نباشد چشم و لب و دهن را به طورى زشت و بدتركيب كند كه اگر در آن حال آئينه به دست او بدهند ، از زشتى صورت خود خجل و شرمسار گردد . بعضى از اينها به حيواناتى بى شعور بلكه به جمادات غضب كنند هوا و زمين و برف و باد و باران و سائر حوادث را سبّ كنند ، اگر خلاف مطلوب آنها جريان پيدا كند ، گاهى بر قلم و كتاب و كاسه و كوزه غضب كنند ، آنها را درهم شكنند يا پاره كنند ، ولى شخص شجاع در تمام اين موارد بر خلاف عمل كند ، كارهايش از روى رويه و ميزان عقل و طمأنينه نفس است ، به موقع غضب كند و در موقع خود حلم پيشه كند ، هر چيزى او را به غضب در نياورد ، و موقع غضب به كلى از كنترل خارج نمىشود و با تميز و عقل انتقام كشد ، مىفهمد از كه انتقام كشد و به چه اندازه و به چه كيفيت